سناریو(درخواستیBTS)

سناریو(درخواستیBTS)


وقتی اکسشونی وتورو با یه پسر میبینند


جین: اخه من که ازین خوشگل ترم چراااا؟!!!


نامجون: ماشالله، هیچ تغییری نکرده هنوزم داره با پسرا میگرده


شوگا: دلم برات میتنگه، یادم دادی یادت رفت، یادت بودی، بودم، یادت. اصلا ولش کن من چیزی نمیگم


جیهوپ: ایشالله خوشبخت بشی


ته-یونگ: گفتم که یه روز بهتر از منو پیدا میکنی (یه روز ته-یونگ گفت میتونی به همه بگی من دوست پسرتم ولی نمیتونی بگی من شوهرتم چون یه روزی بهتر از منو پیدا میکنی)


جیمین: دوست داشتم، دلیل رفتنتو نفهمیدم، دوست دارم و خواهم داشت، ایشالله همیشه پیش هم باشین.


جئون-کوک: نکنه اون برات بیشتر شیرموز میخره هااا؟؟؟ نکنه فروشگاه شیرموز فروشی داره
دیدگاه ها (۳)

# قولی_که_شکست ###پارت ۹تهیونگ ناراحت شد و سعی کرد سر جونگکو...

(توکیو ریونجرز به عنوان دوست پسر )‌☆میتسویا ☆‌_ایشون خیلی آر...

پارت یک یون: قربان اون جنگلی که میگین اصلا امنیت داره نامجون...

(توکیو ریونجرز به عنوان دوست پسر )‌☆کازوتورا☆‌_این بچه کلا م...

رمان

🖤 OBSESSION | وسواسپارت بیستم: خیانت از نزدیک‌ترین فاصلهصدای...

محو زیبایی او پارت ۴۳ویو رزا با درد زانو به خودم میپیچیدم! ک...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت پنجم » تهیونگ بود . جونگکوک با عصبانیت...

مهمونی خطرناکپارت=15ویو ات:به جونگ کوک گفتم لباسشو عوض کنه و...

" ویو لیا " وقتی اب‌پاشید روی صورتم تازه چشمامو باژ کردم و د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط