{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#تکپارتی_چانگبین

#تکپارتی_چانگبین
موضوع :وقتی میاد خونه و می بینه داریم از تب می سوزیم

اون روز چانگبین از سر کار اومد
خسته بود
اما انتظار داشت همسرش مثل همیشه بوی خوب غذا راه انداخته باشه و با ی بوسه خوش آمد گویی شیرین خستگی رو از تنش بیرون کنه اما وقتی در خونه رو باز کرد دید ات بی حال افتاده رو مبل
فورا رفت سمتش و با نگرانی حالش رو پرسید و وقتی بهش دست زد انگار ی قابلمه آب جوش خالی کردن رو دستش
چانگبین با عجله ات رو بغل کرد و با لباس گزاشتش زیر آب یخ تا یکم دمای بدنش بیاد پایین و بعد از 10 دیقه آوردش بیرون و فورا بردش رو مبل و براش دارو و آب آورد و بهش داد و مرخصی گرفت تا پیشت باشه و خب ب مامانش زنگ زد و با کمک اون برات ی سوپ خیلی خوشمزه درست کرد و آروم آروم بهت داد و بعدش خوابیدی

تا وقتی خوب نشدی چانگبین اینطوری ازت مراقبت کرد اما مدام غر میزد
چقدر گفتم ورزش کن خوبه چقدر گفتم بستنی نخور ب جاش چیز های مقوی بخور و این طور حرفا
و بعد از خوب شدنت از جونت ورزش کشید
هر روز ب مدت 2 ساعت

امیدوارم همتون راضی باشید کیوتا
دیدگاه ها (۰)

𐙚🦋 پارت اول — «همسایه‌ی جدید» 🦋𐙚آت با عجله از خونه بیرون اوم...

پارت۴

مربی موتور سوار

تهیونگ بعد از اینکه مطمئن شد آب دوباره وصل شده، رفت تا لباس‌...

dark life = 40

سلام قشنگام میخوام یه چند پارتی رو همزمان با فیکم بنویسموقتی...

#in_your_eyes part_9۵ویو کایلااز صبح حوصله‌ی هیچ‌کسو نداشتم....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط