{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه می خواهمت " عشق من "

عاشقانه می خواهمت " عشق من "
آن لحظه که ازمن دور میشوی
اشک در چشمانت میرقصد وچشمان من مست چشمان تو میشود
آن لحظه که قفل می کنی مرا در دستانت
زندانی می کنی مرادر آغوشت
و تنگو تنگتر می کنی این زندان را
آن قدر تنگ تامرز یکی شدن
چه بی تابانه می خواهمت
آن لحظه که دستم رامیگذاری روی قلبت و میگویی:
" ببین برای تو می زند "
ومن غرق می شوم در این همه عشق
دراین همه احساس
گاهی شک می کنم که شاید خواب باشداینها
شاید رویا باشد این همه خوشبختی
اماوقتی گم میشوم در " آغوشت "
فراموش میکنم همه ی این ها را و میگویم:
حتی اگر رویا باشد رویای " قشنگی ست "
" بگذار برای همیشه باشد "...!!
دیدگاه ها (۷)

...

مَــــــــــن تداعیِ بـــــارانم.....خیس از محبت آسمــــــــ...

سردم این روز ها...خیلی سرد شده ام...آتش نمیخواهم که تنم را گ...

یکیــو میخوام اینجوری بهم توجه کنه...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

---نه از فراق، که از نزدیکی می‌سوزم. از آن لحظه‌ای که چشمانت...

جونگ‌کوک عزیز،امروز، اول سپتامبر، روزی است که جهان یک هدیه گ...

سناریو: ماه سرخ

🖤 قفس سیاه | معرفی رمان👑 شخصیت‌های اصلی🖤 جونگکوک۲۳ ساله | وا...

پارت سوم_جایی میان ما تهیونگ تا صبح نتوانست بخوابد.حرف‌های م...

𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑺𝒐𝒏𝒈 𝒐𝒇 𝒕𝒉𝒆 𝑺𝒆𝒂`𝑷𝒂𝒓𝒕`¹هیچ‌کس نمی‌دانست در عمیق‌ترین...

فیک : بین راندها

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط