پ۲ف۵ تا رفت خونه مادرش زنگ زد چند روز گذشت با خانواده اش
پ۲ف۵ تا رفت خونه مادرش زنگ زد چند روز گذشت با خانواده اش اومدن خواستگاری و رفتیم توی اتاق +ببین آقا رضا من احترام خانواده ام برام مهمه و احترام خودم از خانواده امم زیاد دور نمیشیم باهم صادق باشم و کنار هم با مشکل ها رو ب رو شیم پشت هم باشیم و هوا همو داشته باشیم _قول میدم بهت تا آخر عمرم پشتت باشم هواتو داشته باشم احترام خانواده ات میزاشتم و میزارم تو هم جات روی تخم چشم منه +درمورد گذشتم و اینا حرف نمیزنی هرچی من گفتم هرجا من گفتم بریم واس عروسی هم میریم مشهد توی حرم لباس عروس و داماد میپوشیم با مردم اونجا جشن میگیریم و عکس اونجا هم میریم ماه عسل _چشم قول میدم رفتیم بیرون و سحر گفت _جوابت چیه ؟!+ بعله
- ۷.۶k
- ۱۱ خرداد ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط