پ۲ف۵ تا رفت خونه مادرش زنگ زد چند روز گذشت با خانواده اش

پ۲ف۵ تا رفت خونه مادرش زنگ زد چند روز گذشت با خانواده اش اومدن خواستگاری و رفتیم توی اتاق +ببین آقا رضا من احترام خانواده ام برام مهمه و احترام خودم از خانواده امم زیاد دور نمیشیم باهم صادق باشم و کنار هم با مشکل ها رو ب رو شیم پشت هم باشیم و هوا همو داشته باشیم _قول میدم بهت تا آخر عمرم پشتت باشم هواتو داشته باشم احترام خانواده ات میزاشتم و میزارم تو هم جات روی تخم چشم منه +درمورد گذشتم و اینا حرف نمیزنی هرچی من گفتم هرجا من گفتم بریم واس عروسی هم میریم مشهد توی حرم لباس عروس و داماد میپوشیم با مردم اونجا جشن میگیریم و عکس اونجا هم میریم ماه عسل _چشم قول میدم رفتیم بیرون و سحر گفت _جوابت چیه ؟!+ بعله
دیدگاه ها (۰)

مافیای من

Custom bride part : 4

My lovely neighbor part : 72

پارت ۲ ویو ا.ت همونجا ساکت نشسته بودم و اهمیتی به حرفای بقیه...

part 2در رو باز کردم که با قیافه خندان و پر انرژی کوکی مواجه...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 11اون زن نباید کمی ب...

#درخواستی#دوپارتیPart 2 ...

#رمان_ماهک #پارت_178+کار خوبی کردی که گفتی بمونن، اره عزیزم ...

فسقلی من

"سرنوشت "فصل ۲ p,29...تهیونگ : بچه ه_..حرفش با گریه ی نینی ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط