{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پ۲ف۵ تا رفت خونه مادرش زنگ زد چند روز گذشت با خانواده اش

پ۲ف۵ تا رفت خونه مادرش زنگ زد چند روز گذشت با خانواده اش اومدن خواستگاری و رفتیم توی اتاق +ببین آقا رضا من احترام خانواده ام برام مهمه و احترام خودم از خانواده امم زیاد دور نمیشیم باهم صادق باشم و کنار هم با مشکل ها رو ب رو شیم پشت هم باشیم و هوا همو داشته باشیم _قول میدم بهت تا آخر عمرم پشتت باشم هواتو داشته باشم احترام خانواده ات میزاشتم و میزارم تو هم جات روی تخم چشم منه +درمورد گذشتم و اینا حرف نمیزنی هرچی من گفتم هرجا من گفتم بریم واس عروسی هم میریم مشهد توی حرم لباس عروس و داماد میپوشیم با مردم اونجا جشن میگیریم و عکس اونجا هم میریم ماه عسل _چشم قول میدم رفتیم بیرون و سحر گفت _جوابت چیه ؟!+ بعله
دیدگاه ها (۰)

پ۳ ف۵ کارای عقد و تهران انجام دادیم و دو روز بعد رفتیم مشهد...

پ۴ ف۵ برگشتم و عرض ادب کردم توی حیاط حرم صندلی عروس داماد گ...

پ۱ف۵ بعدسال ها سال دست از بازیگری کشیدم و توی خونه کمک حال م...

پ آخر ف۴ چند روز بعد جواب آزمایشا اومد و چیز خواستی نبود بع...

مافیای من

★ازدواج من و بابات؟...p³اولین کلاس رو گذروندیم...وقتی به تهی...

Custom bride part : 4

پارت ۲ ویو ا.ت همونجا ساکت نشسته بودم و اهمیتی به حرفای بقیه...

My lovely neighbor part : 72

#عذرخواهی#پارت-آخر_3چان کل شب چشم روی هم نزاشت و فقط از ا.ت ...

part 2در رو باز کردم که با قیافه خندان و پر انرژی کوکی مواجه...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 11اون زن نباید کمی ب...

#درخواستی#دوپارتیPart 2 ...

#رمان_ماهک #پارت_178+کار خوبی کردی که گفتی بمونن، اره عزیزم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط