لبخندم رو میبینی...ساختگی نیست نه...

لبخندم رو میبینی...ساختگی نیست نه...
ولی بعضی وقتااا زندگی انقدر بهت فشار میاره که باعث میشه بلند بخندی...تا هیچ کس اشکاتو نبینه...باعث میشه زیبا ترین لبخند رو داشتی باشی اما طوفانی ترین حالو...
گاهی فکر کردن به رویایی که باهات داشتم هم باعث خندم میشم...خنده ای که وسطتش میزنی زیر گریه...انقدر ساکت گریه میکنی که هیچی کس نفهمه...اما امان از این چشماها که هم بیخوابی و گریه رو لو میدن هم حال خرابتو...
دلم خنده ی کودکیم رو میخواد بلند میخندیدیم اما بدون گریه ی بعدش...میخندیدم از ته قلب جوری که بعدش لبخندش رو لبامون میموند...و خبری از گریه نبود...
کودکی زیبا بود و خیلی زود رفت..بچه بودیم آرزو میکردیم زود تر بزرگ بشیم..اما حالا که بزرگ شدیم میفهمیم چه ارزوی احمقانه ی بود که برخلاف کل آرزوهامون بهش رسیدیم....

(خواهش میکنم کپی نکنید دلم نمیخواد جایی ببینمش...درسته ، حرف دل خودمه نمیخوام ازش سواستفاده شه و برای شاخ شدن توی پیج های دیگه ببینمش...خواهشا یکم فرهنگ داشته باشین و کپی نکنین...ممنون)

#کپی_ممنوع
#sehun
دیدگاه ها (۶۲)

وای ملکه من! نفسِ راحتی کشیدم! داشتم از دستِ این تهیونگ سکته...

قسمت ۸(بخش دو)

پارت ۲۵

قسمت ۱۰ «ات» با شنیدن این حرف، خنده‌ی کوتاهی کرد و ابرویی با...

p3

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

فیک شوگا مافیای بیرحم دختر لجباز پارت یازدهم

مافیای من

پارت ۱۶

رمان: مادام کوچولوی کیم part:۷منتظرتم. هر وقت خواستی حرف بزن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط