شبیه تورو ندیدم که بهم بگه عزیزم ..ولی ته قصه بره و بده ف

شبیه تورو ندیدم که بهم بگه عزیزم ..ولی ته قصه بره و بده فریبم ...تو چشام بازم اشک بشه جمع .واسه دیدنچشاشه پر درد دلم...همه چیمو بهش تکیه کنم ...با کسی باشم که باشه شبیه خودم ...ولی حیف که دیگه غریبه شده و من پر شده از غریبه دورم ...چرادور شدی از من تو کور شدی حتما که ندیدی چقد به تو من خوبی کردم ...یه درد توی مغزم یه عغده و یه رفتن و یه حسی بدی که همه ی شهر ردت کردن ...مث سرطان شدی واس من ..که میکشونی منو هر لحظه دائما ..پیش تو پیش خاطراتمون پیش وقتایی که تو بودی فقط واسه من ...
دیدگاه ها (۴۴)

عاشقانه های شبنم

پارت: 30 (بخش1) **زاویه دید: زین**آفتابِ اواخرِ بعدازظهر با ...

Forbidden love①⓪کوک: ا/ت من الان برمی‌گردما/ت: لازم نکرده دس...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.8ا.ت:درسته کوک:......

𝖕𝖆𝖗𝖙2قصر مروارید از نزدیک، حتی باشکوه‌تر از آن بود که مارال ...

شبیه تو رو ندیدم که بهم بگه عزیزمولی ته قصه بره و بده فریبمت...

شبیهــ تورو ندیدمــ کهــ بهمــ بگهــ عزیزمــولیـــ تهــ قصهـ...

شبیه تورو ندیدم که بهم بگه عزیزمولی ته قصه بره و بده فریبمتو...

شبیه تورو ندیدم که بهم بگه عزیزمولی ته قصه بره و بده فریبمتو...

به نام خدا من وجود ندارم شبیه تو رو ندیدم بهم بگه عزیزم ته ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط