شبیه تورو ندیدم که بهم بگه عزیزم ..ولی ته قصه بره و بده ف
شبیه تورو ندیدم که بهم بگه عزیزم ..ولی ته قصه بره و بده فریبم ...تو چشام بازم اشک بشه جمع .واسه دیدنچشاشه پر درد دلم...همه چیمو بهش تکیه کنم ...با کسی باشم که باشه شبیه خودم ...ولی حیف که دیگه غریبه شده و من پر شده از غریبه دورم ...چرادور شدی از من تو کور شدی حتما که ندیدی چقد به تو من خوبی کردم ...یه درد توی مغزم یه عغده و یه رفتن و یه حسی بدی که همه ی شهر ردت کردن ...مث سرطان شدی واس من ..که میکشونی منو هر لحظه دائما ..پیش تو پیش خاطراتمون پیش وقتایی که تو بودی فقط واسه من ...
- ۱۰.۹k
- ۰۷ اسفند ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۴۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط