{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفت یا رب از چه خارم کرده ای

گفت یا رب از چه خارم کرده ای

بر صلیب عشق دارم کرده ای

خسته ام زین عشق دل خونم نکن

من که مجنونم تو مجنونم نکن گفت: ای دیوانه لیلایت منم

در رگت پیدا و پنهانت منم

سالها با جور لیلی ساختی

من کنارت بودم و نشناختی
دیدگاه ها (۱۰)

بر مزارم گریه کن،اشکت مراجان میدهد\ناله هایت،بوی عشق و بوی ب...

نــَـمـَــکــ بَـــر زَخمــَم نَپـــــــاشیادَت باشَــــــــ...

با خود گفت اگر قیمت کاسه را بپرسد رعیت ملتفت می‌شود و قیمت گ...

یکی از دوستانم با یک زن بازیگر معروف که فوق‌العاده زیبا بود ...

#سه_و_سه_دقیقه𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁵ویو لیلی ___بین دو اسل...

گاهی آدم‌ها وارد زندگی‌مون می‌شن، بدون اینکه حتی خودشون بدون...

پارت: 24 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**آسمونِ بیرون از پنجره‌های...

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

رمان عشق مافیا پارت 6 از زبان ا/تبردم سمته اتاقم با پاش در ر...

خب داستان زندگی خودمو براتون میگم پس خوب گوش کنین داستان از ...

پارت ۲ ویو ا.ت با ذوق سمت در رفتم و بازش کردم .هوسوک رو دیدم...

رقص سایه‌ها | پارت ۳۰ (پایانی): طلوعِ عشق در میانِ سایه‌هاصد...

در جست و جوی خاطرات پارت ۱۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط