{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ضربان پایت را می شنوم

ضربان پایت را می شنوم
در سینه ام راه می روی
ترجیح می دهم که تنها بمانم
به تلویزیون خیره شوم
کتاب بخوانم
پیاده روی کنم

تلویزیون تو را نشان می‌دهد
کتاب ها تو را می‌خوانند
پیاده‌روها تو را قدم می‌زنند

عزیزم!
همه از اینجا رفته‌اند
تو که تنهاترین مرغابی جهانی
چرا از من مهاجرت نمی کنی؟

#حسین_صفا
دیدگاه ها (۲۰)

دختر و پارتی

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑨_بخش دوم_هیچکس حال نمک ریختن یا...

dark life = 39

پارت: 23 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*زین دقیقاً روبه‌روی من ایس...

پارت۸(کاتسوکی با حرص از روی تخت بلند شد و چند بار طولِ اتاقش...

پارت ۴۵تهیونگ با قدم‌هایِ سنگین و نفس‌هایِ حبس‌شده، وارد اتا...

پارت: 1 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*نیم ساعت بعد روی پیست دو و ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش پنجم_جولیت_جایی می‌رویم که نمی‌شناسم و اتف...

پارت: 32 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«مرخصیِ ساعتی گرفتم.» ماما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط