{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی خیال می‌کنم

گاهی خیال می‌کنم
شعری نوشته‌ام
اما می‌بینم
تنها اشک بوده‌است
کاغذی خیس و سپید

گاهی خیال می‌کنم
هق‌هق گریسته‌ام

خطوط اسلیمی و رقصان کاغذ می‌خندند که
شعری نوشته‌ای

حالا هم نمی‌دانم
چه می‌کنم!
شعری هق‌هق است انگار

اما نه نگاه کن!
تنها نام توست
هزار بار بر کاغذ
#فـــــــــــــــــــؤاد. ❤ ️۰۰❤ ️
لینک جدید کانال من در تلگرام*
https://t.me/joinchat/AAAAAEUuSeCdhQ_sJTR6_A
دیدگاه ها (۵)

نمی دانم از کجا شروع شد،فقط قلم بر دست گرفتم و دیگر نوشته ها...

ماه من، زندگیم در خطی، به شیب صفر رسیده، فقط این را می دانم ...

دندان‌های به هم فشرده‌اش بالای شعله برق می‌زد. گفتم:«‌دلم می...

هشتم شهریورماه، ساعت دو و نیم بعداز ظهر درست می شود سی و پنج...

نامه ای به توهمیشه دلم می خواست برایت نامه ای بنویسم اما نشد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط