{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خاطره ها

خاطره ها
نه می کُشند، نه زنده می کنند
آنها مانند یک بمب ساعتی
در لحظه تصورِ یک حالِ خوب
غافلگیرت می کنند...
فرقش در این است
در لحظه تکه تکه می شوی،
لحظه ای بعد بلند می شوی،
تکه هایت را جمع می کنی
و دوباره ادامه میدهی


((پریسا زابلی پور))
دیدگاه ها (۱)

ساعتی بعد ‌‌......صدای زنگ اومد جونگ می انقدر سریع بلند شد ک...

هنوز دنبالت می‌گردم، انگار نمی‌خواهم باور کنم این دنیا می‌تو...

#سه_و_سه_دقیقه𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³¹ (Final)ویو لیلی ___هم...

کآیا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۲✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆بعد از ناهار دوباره به اتاقم ب...

RESPECT OR DIE : پارت پانزدهممرد چند لحظه به جونگ‌کوک خیره م...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p56جیمین از جاش بلند شد. قدم‌هاش آهسته بو...

لطفا برگرد عزیزم بدون تو اینجا هیچ معنایی ندارد.برگرد... نه ...

P⁹صبح روز بعد، سه دختر در کافه‌ای کوچک نشسته بودند.یورا عکس ...

با خارها راهش را میبندم: شباهت ضلالت کوماری و بهائیت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط