{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ساعتی بعد ‌‌......

ساعتی بعد ‌‌......


صدای زنگ اومد
جونگ می انقدر سریع بلند شد که جونگکوک مات و مبهوت به خواهرش نگاه می کرد انگار بیشتر از خودش منتظر نیلسو بود

¢سلام زن داداش
¢هییی(هین کشیدن)تو چقدر خوشگلیییییی (زدن خوش با دو تا دستاش به صورتش )
+اااااااآ سلام خوبین (لبخند )
+با باز شدن در دختری کیوت و بامزه دیدم که انگار منتظر کسی بود و گفت تو چقدر خوشگلیییییی
¢پریدم بغلش محکم بغلش کردم اونم متقابل بغلم کرد
~با کشیده شده کلاه جونگ می به عقب و جایگزین شدن بغلی بزرگ تر نیلسو چشماش رو باز کرد ، جونگکوک محکم همسرش رو بغل کرده بود و زمزمه کرد
-خوشحالم که برگشتی عزیزکم
~و بوسه ای روی لب های همسرش نشوند که دختر از ذوق کلمات نامفهومی می گفت
-جونگ می چرا عین ندید پدیدا رفتار می کنی
¢واییییی نمی دونم




مدتی همان‌جا در میان خنده‌ها و شوخی‌هایشان گذشت؛ مدتی که شاید کوتاه به نظر می‌رسید، اما برایشان پر از حس خوب و خاطره بود. خانه دوباره با حضور نیلسو جان گرفته بود و صدای خنده‌های جونگ‌می همه‌جا را پر کرده بود. جونگ‌کوک هم کمی دورتر ایستاده بود و به آن صحنه نگاه می‌کرد؛ به خانواده‌ای که بعد از مدت‌ها دوباره کنار هم جمع شده بودند. هیچ‌کس نمی‌دانست روزهای آینده چه چیزی برایشان به همراه خواهد داشت، اما آن لحظه برای همه‌شان کافی بود؛ لحظه‌ای که بعدها هر وقت به آن فکر می‌کردند، لبخندی آرام روی صورتشان می‌نشست و با خودشان می‌گفتند: «کاش می‌شد دوباره به همان لحظه برگردیم.»



پایان......


می دونم خیلی مزخرف بود ولی به خوبی خودتون ببخشین
دیدگاه ها (۱)

واکنشم به اسلاید دو :😂😅 جونننننننننننننننننننننن من فدات بشم...

کپی با اجازهههههه

عشق معشوق ویو کوک نمی دونم چرا هر چی زنگ می زنم جواب نمیده ش...

امروز فقط یه تاریخ توی تقویم نیست؛ روزیه که یه آدم خیلی خاص ...

پارت ۱۰روز بعد، نیلسو زودتر از همیشه وارد کلاس شد.کیفش را رو...

پارت ۱۱بعد از حرفی که جونگکوک زد، هر دو چند لحظه ساکت موندن....

پارت ۹صبح روز بعد، وقتی نیلسو وارد کلاس شد، چشمش ناخودآگاه د...

پارت ۱۲نیلسو و جونگکوک از کلاس بیرون اومدن و وارد راهروی خلو...

پارت ۹صبح روز بعد، وقتی نیلسو وارد کلاس شد، چشمش ناخودآگاه د...

پارت ۱۳بالاخره آخر هفته رسید.نیلسو جلوی آینه ایستاده بود و ب...

پارت ۸چند روزی از شروع پروژه گذشته بود.اون روز بعد از کلاس، ...

RESPECT OR DIE : پارت پانزدهممرد چند لحظه به جونگ‌کوک خیره م...

RESPECT OR DIE : پارت هجدهمصدای مرد در راهرو پیچید...جونگ‌کو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط