{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Love army part2

Love army part2
سرم رو برگردوندم که دیدم هه سو جلوم ایستاده
هه سو:چرا اومدی اینجاااا.گمشو بیا خونه.میسو: نمی‌خوام به تو چه اصلا؟میشه دست از سرم برداری خسته شدم از دستتت(هه سو رو هل میده و میدوعه می‌ره بین جمعیت که هه سو پیداش نکنه)
۲ساعت بعد: با حال ماجورو مست از پارتی بیرون اومدم که یهو یکی براید استایل بغلم کرد.
میسو: تو کی هستییی ولم کنننن
ته:هیشش آروم.من فرشته نجات تو ام بیب!(پ.ن:اعتماد به سقفتو قربون:/)
میسو:برو بابااا حالم خوب نی یکاری دستت میدمااا
ته با پوزخند:میدونم حالت بده ولی می‌خوام امشب مال خودم بشی(با چشای خمار)
دیدگاه ها (۶)

p20پیاده رفتم سمت خونمون، تو راه یه ون مشکی جلوم وایساد راهم...

Escape love part. 21

P2: mansion kimکه یهو یکی موهام رو کشید، فهمیدم، سانا بودسان...

hi

ه

کسی که خانوادم شد p32

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط