{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسری متوجه شد که 5 دقیقه دیگر میمیرد ؛ این پیام

پسری متوجه شد که 5 دقیقه دیگر میمیرد ؛ این پیام را نوشت : من میروم ، با من میای؟ و یکی برای دوستش و یکی برای دوست دخترش فرستاد... بعد 2 دقیقه دوست دخترش جواب داد : من گیرم!کجا میخوای بری؟نمیتونم بیام،تنها برو عزیزم... پسرک قلبش بیشتر گرفت.... 2ثانیه بعدش.... دوستش پیام داد که ؛ نامرد کجا میری بدون من؟ دهنت سرویسه اگه بری.....وایسا من اومدم.... پسرک خندید و چشمانش را بست و بعد از چند ثانیه قلبش را گرفت و مرد.... آره هیچ وقت رفیقتو به جنس مخالف نفروش...
دیدگاه ها (۳۷)

سلاو هاوریانی خوشه ویستممن بو ماوه ی یک هفته نایم بو ویساگر...

آییی یادی به خیر جاران باوکم به تپل خه لکی دیهاتی له خه و هه...

ماشاء الله:-) مال دیشب بود خیلی جالبه

📖 پیام‌های ساعت سه صبحپارت دوم: «قرار»روز بعد، اِما از صبح ه...

White Lotus | Part 22صبح روز بعد...فرودگاه اینچئون شلوغ‌تر ا...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 9 | چیزی که اسم نداشتروزها یکی پس از دیگری می‌...

پارت یازدهم | حقیقتسه روز...سه روز بود که ویلیام و تهیونگ حت...

📖 پیام‌های ساعت سه صبحپارت اول: «بیداری؟»اِما دو سال بود که ...

✈️ چند روز بیشترپارت ۸ روز دوم با بارون شروع شد.لیا وقتی پرد...

چند پارتی پارت ۳ | فقط وانمود کن دوست‌پسرمیبعد از رفتن آن پس...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۵۷: شب قبل از رفتنکم‌کم جمعیت خانه کمتر شد...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟏 🍓🫧𓂃 ࣪˖ ִֶָ «امشب؟ فقط خودمون دو...

نام: قرارداد نفرتPart:²⁷نور آفتاب از لای پرده افتاده بود روی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط