وقتی خدمتکار عمارت آنها باشید
سلام داداشا
این سناریو ی اولیه از این پیج.
وقتی خدمتکار امارت آنها باشید ولی روتون کراش باشن.
اول از سانزو می نویسم،اگر خواستید از شخصیت های دیگه هم می نویسم.
شروع:
☆تقریبا باید بیست و چهار ساعت پیش خودش باشی.
☆روی گردنت مارک گذاشته
☆از این که خجالت می کشی خوشش می یاد
☆وقتی با لباس های خونی و کاتانا ی خونی می یاد ازش می خواد تو زخم هاش رو درمان کنی
☆دستور می ده،درخواست نمی کنه
☆گاهی تنبیه می کنه(همون که تو ذهنته..اره)
☆گاهی تهدید می کنه ولی واقعا آسیب نمی زنه
☆نمی زاره بری بیرون.
☆عاشق زمانیه که خجالت می کشی و سرخ می شی و عقب می ری...
☆معمولا توی تنبیه رحم نداره...
نظرتون؟🥺
واییییییییییی باورم نمی شه بعد از چند ماه دارم سناریو می نویسم.😁😁😆😆
ولی متاسفانه شب نیستم،اگر جواب کامنت ندادم ناراحت نشید.🙏🏻
این سناریو ی اولیه از این پیج.
وقتی خدمتکار امارت آنها باشید ولی روتون کراش باشن.
اول از سانزو می نویسم،اگر خواستید از شخصیت های دیگه هم می نویسم.
شروع:
☆تقریبا باید بیست و چهار ساعت پیش خودش باشی.
☆روی گردنت مارک گذاشته
☆از این که خجالت می کشی خوشش می یاد
☆وقتی با لباس های خونی و کاتانا ی خونی می یاد ازش می خواد تو زخم هاش رو درمان کنی
☆دستور می ده،درخواست نمی کنه
☆گاهی تنبیه می کنه(همون که تو ذهنته..اره)
☆گاهی تهدید می کنه ولی واقعا آسیب نمی زنه
☆نمی زاره بری بیرون.
☆عاشق زمانیه که خجالت می کشی و سرخ می شی و عقب می ری...
☆معمولا توی تنبیه رحم نداره...
نظرتون؟🥺
واییییییییییی باورم نمی شه بعد از چند ماه دارم سناریو می نویسم.😁😁😆😆
ولی متاسفانه شب نیستم،اگر جواب کامنت ندادم ناراحت نشید.🙏🏻
- ۳۷
- ۱۶ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط