دکتر گفت #چادرم رو دربیارم تا راحت تر مجروح رو #جابجا کنم

دکتر گفت #چادرم رو دربیارم تا راحت تر مجروح رو #جابجا کنم،

او که به #هوش آمده بود به سختی گوشه چادرم رو گرفت و بریده بریده گفت:

من دارم میرم تا تو چادرت رو در نیاری. چادرم در مشتش بود که #شهید شد..
دیدگاه ها (۴)

عزیزای دلم ی ربع دیگه باید راه بیفتم برم مدرسه😭و اینکه ویدیو...

دیدار باتو (پارت ۴)

True Love③⑥تهیونگنه ا/ت نه نه این یه کابوسه یه کابوس ا/ت ی م...

برده عمارت جئون

عشق میان ما پارت۸

پارت : 27 (بخش3) **زاویه دید: زین**فضای داخل مرسدس بنزِ پدرم...

شب تولدم فصل 3پارت 9سوار متورامون شدیم و رفیقای ات ترک متورا...

گوا خونی پارت 39جونگکوک رفت میوه هارو شست و اورد و نشت کنار ...

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

Love and the moonPart27ویو فردا صبح یونا: سلام عشقم کوک:(خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط