تکه ای از قلب من جا مانده اما می روم

تکه ای از قلب من جا مانده اما می روم
خسته اما با وجود لرزش پا می روم"*
نیست در قلبت برای عشق من جایی دگر
عاشقانه اشک می ریزم، از اینجا می روم
می روم تا دیگرانی گرچه عاشق نیستند
جای در قلبت بگیرند و ز دنیا می روم
مرگ یعنی آرزویی تلخ، بعد از عاشقی
همچنان قویی تک و تنها به دریا می روم
می زنم دل را به دریای غم و اندوه ها
تا ته طوفان، ته گرداب غمها می روم
خوب می دانم که داری انتظار رفتنم
شک نکن، چون خواستی، امروز و فردا می روم
پیش تو، در لابلای زلف پر پیچ و خمت...
تکه ای از قلب من جا مانده اما می روم
دیدگاه ها (۱)

باورت می شود؟ ساعتی پیش تپش های قلبت را همین جا درست کنار قل...

حال دلم این روزها اصلا خوب نیست

عزیزم، در نامه‌ی آخرت پرسیده بودی‌ چرا بی‌خبر رفته‌ای. پرسید...

پارت ۶ ویو چویادازای مو هایم را آرام می‌کشد- هی چیبی می‌دونی...

ای ماهِ در خون تپیده، ای ستونِ خیمه‌ی جان‌های بی‌قرار...کجای...

#قهر‌کن...قهر کن هرجور که می خواهی!احساساتم را جریحه دار کن،...

ترجمه‌ی شعرهایی از سردار قادر

امیر هوشنگ گراوند

زهرا جهانی شاعر بابلسری

بکر علی شاعر شهید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط