{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حموم رفتن دهه شصتيا

حموم رفتن دهه شصتيا
اولش ميرفتيم تو حمومي که نه آب سردش معلوم بود نه گرمش يهو آب ميشد ٢٠ درجه زير صفر يه وقتا هم ٦٠ درجه بالا صفر
بعد مادر گرامي با شامپوي پاوه چنان ميوفتاد رو سرمون به طوري که تموم سلولهاي مغزمون نيم متر جابجا ميشد هر چقدر جيغ و داد ميزديم انگار نه انگار
بدترين مرحله وقتي با کيسه سفت وضخيم با روشور ميفتاد به جونمون
خدا شاهده دو لايه از پوستمون کنده ميشد مامانمون فکر ميکرد چرکه بيشتر ادامه ميداد
بماند که اون وسطا يه کتکي هم ميخورديم
وقتي حموم تموم ميشد کلي لباس تنمون ميکردن يه يقه اسکي هم روش
بعدش از شدت درد و خستگي خوابمون ميبرد همه ميگفتن آخي چه راحت و ناز خوابيده.√
:-P
دیدگاه ها (۶)

‬حموم رفتن دهه شصتیا !!!! اولش میرفتیم تو حمومی كه نه آب سرد...

حموم رفتن دهه شصتيااولش ميرفتيم تو حمومي كه نه آب سردش معلوم...

حموم رفتن دهه شصتيااولش ميرفتيم تو حمومي كه نه آب سردش معلوم...

حموم رفتن دهه شصتیااولش ميرفتيم تو حمومي كه نه آب سردش معلوم...

حموم رفتن دهه شصتيااولش ميرفتيم تو حمومي كه نه آب سردش معلوم...

حموم رفتن دهه شصتيااولش ميرفتيم تو حمومي كه نه آب سردش معلوم...

حموم رفتن من تو زمان 11سالگیم اولش ميرفتيم تو حمومي كه نه آب...

حموم رفتن من تو زمان 11سالگیماولش ميرفتيم تو حمومي كه نه آب...

حموم رفتن دوران بچگيموناولش ميرفتيم تو حمومي كه نه آب سردش ...

حموم رفتن دهه شصتيااولش ميرفتيم تو حمومي که نه آب سردش معلوم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط