حموم رفتن دهه شصتیا !!!! اولش میرفتیم تو حمومی كه نه آب
حموم رفتن دهه شصتیا !!!! اولش میرفتیم تو حمومی كه نه آب سردش معلوم بود نه گرمش یهو آب میشد ٢٠ درجه زیر صفر یه وقتا هم ٦٠ درجه بالا صفر بعد مادر گرامی با شامپوی پاوه چنان میوفتاد رو سرمون به طوری كه تموم سلولهای مغزمون نیم متر جابجا میشد هر چقدر جیغ و داد میزدیم انگار نه انگار بدترین مرحله وقتی با كیسه سفت وضخیم با روشور میفتاد به جونمون خدا شاهده دو لایه از پوستمون كنده میشد مامانمون فكر میكرد چركه بیشتر ادامه میداد بماند كه اون وسطا یه كتكی هم میخوردیم وقتی حموم تموم میشد كلی لباس تنمون میكردن یه یقه اسكی هم روش بعدش از شدت درد و خستگی خوابمون میبرد همه میگفتن آخی چه راحت خوابیده...
- ۶۶۸
- ۲۷ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط