{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حموم رفتن دهه شصتيا

حموم رفتن دهه شصتيا
اولش ميرفتيم تو حمومي كه نه آب سردش معلوم بود نه گرمش يهو آب ميشد ٢٠ درجه زير صفر يه وقتا هم ٦٠ درجه بالا صفر
بعد مادر گرامي با شامپوي پاوه چنان ميوفتاد رو سرمون به طوري كه تموم سلولهاي مغزمون نيم متر جابجا ميشد هر چقدر جيغ و داد ميزديم انگار نه انگار
بدترين مرحله وقتي با كيسه سفت وضخيم با روشور ميفتاد به جونمون
خدا شاهده دو لايه از پوستمون كنده ميشد مامانمون فكر ميكرد چركه بيشتر ادامه ميداد
بماند كه اون وسطا يه كتكي هم ميخورديم
وقتي حموم تموم ميشد كلي لباس تنمون ميكردن يه يقه اسكي هم روش
بعدش از شدت درد و خستگي خوابمون ميبرد همه ميگفتن آخي چه راحت خوابيده
دیدگاه ها (۳)

دیوار موسسه ی بیمه رو تازه رنگ کرده بودن کنارش نوشتن “لطفا ر...

همیشه ازسال اول ابتدایی تاسال آخردبیرستان،یک نفرهست که سرهرا...

دوستان عزیز,جواب ۱۵ ،اول میزارم.ببینم چند تا لایک داره.تازه ...

خب بریمیه حیاط بزرگ سرسبز جوری درخت ها و گل و گیاه هاش تازه ...

حموم رفتن دهه شصتيااولش ميرفتيم تو حمومي كه نه آب سردش معلوم...

حموم رفتن دهه شصتيااولش ميرفتيم تو حمومي كه نه آب سردش معلوم...

حموم رفتن دهه شصتيااولش ميرفتيم تو حمومي که نه آب سردش معلوم...

حموم رفتن دهه شصتیااولش ميرفتيم تو حمومي كه نه آب سردش معلوم...

‬حموم رفتن دهه شصتیا !!!! اولش میرفتیم تو حمومی كه نه آب سرد...

حموم رفتن دهه شصتيااولش ميرفتيم تو حمومي كه نه آب سردش معلوم...

حموم رفتن دوران بچگيموناولش ميرفتيم تو حمومي كه نه آب سردش ...

حموم رفتن من تو زمان 11سالگیماولش ميرفتيم تو حمومي كه نه آب...

حموم رفتن من تو زمان 11سالگیم اولش ميرفتيم تو حمومي كه نه آب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط