MY LOVE
p9
یااا... ۲۵ سالمه باید اولین بارم باشه؟
_جدی؟ همسن منی؟ فکر میکردم ۱۴-۱۵ سالته
خب تو مافیایی.. چطوری نرفتی اطلاعات منو دربیاری؟
_یادم رفت... اینکاروهم میکنم
آی.. دلم
_بیا.. این شیرکاکائو گرم رو بگیر.. اینم کیسه
م.مرسی *خجالت*
یکم از شیرکاکائو خوردم «بخدا شیرگِله» عوووققق چرا اینطوریه... تف کردم بیرون..
_هی چیکار میکنی؟ *عصبانی*
این مزه خاک میده
_چی؟ بده بببینم *خورد* م.من لارا رو میکشم
همون دختره که موهای بلوند داره؟
_آره
خب حداقل قرص بده
_نه
ویو جیمین:
بهش نمیخورد مسکن باشه.. رفتم از کشوی میزکارم چاقو برداشتم.. با این چاقو چقدر آدم کشتم یادش بخیر «وا😐»
قرصو به دونیم تقسیم کردم.. هه! عوضی تحریک کننده داده
یاااا چرا نصفش کردی
_تحریک کننده ست
چ.چی؟
_الان میام
با عصبانیت رفتم پایین...لارا داشت به باغچه آب میداد
_لارا *عربده وحشتناک*
•ب.بله ارباب؟
_چه غلطی کردی؟ هان؟ شیر و گل با تحریک کننده دادی بهمون؟
•من همچین کاری نکردم
_بیا اینجا ببینم *داد*
دستشو کشیدم تا اشپزخونه بردم
_یخچالو باز کن *عربده*
•چشم
با ترس در یخچالو باز کرد...
_این چهارتا بطری شیر چی میگه اینجا؟
•خب م.من ندیدم
_هرزه چرا زر میزنی؟ رفتی گل با شیر قاطی کردی؟ ما حتی شیرکاکائو هم نداریم *داد*
•ببخشید
_نگهبانا *داد*
&بله قربان؟
_اینو ببرین زیرزمین هرکار دوست داشتین باهاش بکنین
•چی؟
_کوفت
برگشتم بالا... ات رو تخت دراز کشیده بود و سرش تو گوشیش بود
نفهمید من اومدم.. انگار داشت با یکی چت میکرد
_چیکار میکنی؟ *مشکوک*
ها؟ ه.هیچی
_گوشیتو بده ببینم
ن.نمیدم
_دارم میگم گوشیتو بده *بلند*
ب.بیا
داشت با دوستش حرف میزد
"عکس چت"
-لینااا سلاممم
-مرض و سلام معلوم هست کجایی؟
-خب ببین نمیتونم بگم کجام وگرنه میمیرم
-یعنی چی؟ تروخدا کجایی😭
-ناراحت نباش من حالم خوبه.. البته امیدوارم خوب بمونم. بعدا همه چیو میگم
-نمیدونم کجایی ولی مراقب باش
-دوست دارممم خر من
-منم تروخدا مراقب باش
-باشه.. باید برم.. بای
-بای
"پایان چت"
_چرا بهش نگفتی کجایی؟
چون میدونم منو میکشی
_میتونی راه بری؟
آره
_خب برو اتاق خودت.. آجوما رو تختت یه دست لباس کذاشته... برو بپوش بعد حیاط و خونه رو تمیز کن
جدی؟ با این وضع؟
_مهم نیست
ویو ات:
واقعا روانیه
به سختی بلند شدم رفتم تو اتاقم و لباسو پوشیدم
درو باز کردم که دیدم لارا عصبی جلوی در وایساده
هیین.. دختر ترسیدم... وای چرا اینشکلی شدی حالت خوبه؟
•خفه شو هرزه... من به خاطر تو کتک خوردم
م.من نمیدونم چیکار کردم ولی به هرحال متاسم
اومدم رد بشم که دستمو گرفت
•میدونی چیکار کردی؟ ددی جیمینو ازم گرفتی
ددی جیمین؟
•من عاشقشم و از قصد گل قاطی شیر کردم تا بمیری *داد*
یااا... ۲۵ سالمه باید اولین بارم باشه؟
_جدی؟ همسن منی؟ فکر میکردم ۱۴-۱۵ سالته
خب تو مافیایی.. چطوری نرفتی اطلاعات منو دربیاری؟
_یادم رفت... اینکاروهم میکنم
آی.. دلم
_بیا.. این شیرکاکائو گرم رو بگیر.. اینم کیسه
م.مرسی *خجالت*
یکم از شیرکاکائو خوردم «بخدا شیرگِله» عوووققق چرا اینطوریه... تف کردم بیرون..
_هی چیکار میکنی؟ *عصبانی*
این مزه خاک میده
_چی؟ بده بببینم *خورد* م.من لارا رو میکشم
همون دختره که موهای بلوند داره؟
_آره
خب حداقل قرص بده
_نه
ویو جیمین:
بهش نمیخورد مسکن باشه.. رفتم از کشوی میزکارم چاقو برداشتم.. با این چاقو چقدر آدم کشتم یادش بخیر «وا😐»
قرصو به دونیم تقسیم کردم.. هه! عوضی تحریک کننده داده
یاااا چرا نصفش کردی
_تحریک کننده ست
چ.چی؟
_الان میام
با عصبانیت رفتم پایین...لارا داشت به باغچه آب میداد
_لارا *عربده وحشتناک*
•ب.بله ارباب؟
_چه غلطی کردی؟ هان؟ شیر و گل با تحریک کننده دادی بهمون؟
•من همچین کاری نکردم
_بیا اینجا ببینم *داد*
دستشو کشیدم تا اشپزخونه بردم
_یخچالو باز کن *عربده*
•چشم
با ترس در یخچالو باز کرد...
_این چهارتا بطری شیر چی میگه اینجا؟
•خب م.من ندیدم
_هرزه چرا زر میزنی؟ رفتی گل با شیر قاطی کردی؟ ما حتی شیرکاکائو هم نداریم *داد*
•ببخشید
_نگهبانا *داد*
&بله قربان؟
_اینو ببرین زیرزمین هرکار دوست داشتین باهاش بکنین
•چی؟
_کوفت
برگشتم بالا... ات رو تخت دراز کشیده بود و سرش تو گوشیش بود
نفهمید من اومدم.. انگار داشت با یکی چت میکرد
_چیکار میکنی؟ *مشکوک*
ها؟ ه.هیچی
_گوشیتو بده ببینم
ن.نمیدم
_دارم میگم گوشیتو بده *بلند*
ب.بیا
داشت با دوستش حرف میزد
"عکس چت"
-لینااا سلاممم
-مرض و سلام معلوم هست کجایی؟
-خب ببین نمیتونم بگم کجام وگرنه میمیرم
-یعنی چی؟ تروخدا کجایی😭
-ناراحت نباش من حالم خوبه.. البته امیدوارم خوب بمونم. بعدا همه چیو میگم
-نمیدونم کجایی ولی مراقب باش
-دوست دارممم خر من
-منم تروخدا مراقب باش
-باشه.. باید برم.. بای
-بای
"پایان چت"
_چرا بهش نگفتی کجایی؟
چون میدونم منو میکشی
_میتونی راه بری؟
آره
_خب برو اتاق خودت.. آجوما رو تختت یه دست لباس کذاشته... برو بپوش بعد حیاط و خونه رو تمیز کن
جدی؟ با این وضع؟
_مهم نیست
ویو ات:
واقعا روانیه
به سختی بلند شدم رفتم تو اتاقم و لباسو پوشیدم
درو باز کردم که دیدم لارا عصبی جلوی در وایساده
هیین.. دختر ترسیدم... وای چرا اینشکلی شدی حالت خوبه؟
•خفه شو هرزه... من به خاطر تو کتک خوردم
م.من نمیدونم چیکار کردم ولی به هرحال متاسم
اومدم رد بشم که دستمو گرفت
•میدونی چیکار کردی؟ ددی جیمینو ازم گرفتی
ددی جیمین؟
•من عاشقشم و از قصد گل قاطی شیر کردم تا بمیری *داد*
- ۱۲.۹k
- ۲۰ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط