⟭𝑓𝑟𝑜𝑚 𝑓𝑟𝑖𝑒𝑛𝑑𝑠ℎ𝑖𝑝 𝑡𝑜𝑜 𝑙𝑜𝑣𝑒 ⟬

⟭𝑓𝑟𝑜𝑚 𝑓𝑟𝑖𝑒𝑛𝑑𝑠ℎ𝑖𝑝 𝑡𝑜𝑜 𝑙𝑜𝑣𝑒 ⟬
𝑃𝑎𝑟𝑡 21

«کوک هم لونا رو رسوند خونه و خودش رفت خونه.»
..........
(ویو روز بعد خونه ی لارا)
(+) خواب امروز با حال کمی از خواب بلند شدم و هنوز هم فکر دیشب بودم که نگاهم به ساعت گوشیم خورد، ساعت «9:30» بود من باید ساعت ده سرکار میبودم. با عجله بلند شدم و یه دوش پنج مین گرفتم و موهام رو خشک کردم، بعد یه لباس خشگل و شلوار پوشیدم (میزارم لباسش رو) مو هام رو بستم و رفتم به سمت پایین و یه ساندویچ کوچیک درست کردم، کلیدم رو برداشتم و با عجله رفتم سر کار.
..........
(ویو سر کار)
(+) خب امروز کار خاصی ندارم فقط باید برای جیمین لباس آشپزی طراحی کنم و بدم دست خیاط
م/ش=لارا کاغذ برا طرحت میخوای؟
+آره خانم مدیر
م/ش=خاب بیا
+ممنون، من یه سوال دارم میشه کمکم کنید؟
م/ش =بگو لارا
+خانم مشتری که طرحش رو بهم گفته بود آشپزه و میگه یه طرح ساده اما خاص میخواد
م/ش=ام خب نمیدونم نظر خودت چیه؟
+نظرم ساده است ، یه پیش بند قهوه ای تیره با یه جیب کوچیک جای قاشق و کفگیر و اینا بعد لباس زیرش سفید باشه با آستین چین دار
م/ش=خواب این که عالیه خب همینو بکش
+باش پس من رفتم سر کار
«لارا رفت طرحش رو کشید و به خیاط داد،خیاط بعد از دو ساعت کارش تموم شد و لارا لباس رو گرفت و داشت از ذوق میترکید (عکس لباس رو میزارم) لارا بعد از کار خداحافظی کرد و رفت سمت خونه.ساعت«4:45 » که رسید خونه و ناهار رو سریع آماده کرد و خورد،بعد به سوشی غذا داد و با همون لباس صبح آماده شد تا بره پیش جیمین و لباسی که طراحی کرده بود رو به جیمین بده ساعت تقریبا نزدیک ده بود که لارا رسید رستوران و رفت داخل و به گارسون گفت که میخواد جیمین رو ببینه»
...........
گارسون=



_____
پارت بیست و یک خوب شده؟ 🥺
دیدگاه ها (۱۵)

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

پارت هدیه🎁part 45شوگا گفت بیا به هم برگردیملارا بدون معطلی گ...

فیک:^فرشته ای در غلمرو دشمن^^part:4^ ...

(دلداده) ویو جونگکوک ساعت ۱ بود پس پاشدم رفتم حموم و لباسام ...

پارت۵

دختر تنها{3}

پارت ۳ وقتی بهت سیلی میزنه اون جونگوک بود خیلی شکسته بود چشم...

Do I love him, or do I hate him?P:¹ویو جیناامروز با صدای گری...

تک پارتی به مناسبت تولد جیمین

آواز عشق♣️part:1♣️ ا/ت ویو:خب خب سلام من جانگ ا/ت هستم یه دخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط