{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به امید روزی که ،

به امید روزی که ،


من و تو فسقلیمون بریم تعطیلات . . . .


فسقلیمون رو ماسه ها بدو بدو کنه ,


توام دنبالش . . . .


بغلش کنی و قلقلکش بدی ,


و صدا خنده هاتون همجا رو پرکنه . . . .


منم بگم: خدا این دوتا عشق منن . . . .


حافظشون باش . . . .


یهو تو آب بپاشی تو صورتم بگی:


آقایی ...؟!


محل نمیدیا . . . .
دیدگاه ها (۷)

p3 *پرش زمانی به بعد کلاس*ا.ت:جانم تهیونگ کاری داری؟ تهیونگ:...

پارت دو قرمزی 😗🤷🏻‍♀️ ببخشید اگه دیر شود 🙇🏻‍♀️🫠ویو اتکه یهو د...

پارت 5 رمان🦋 عشق مدرسه ای🦋اون کسی نبود جز جون کوک دوست پسر ق...

Part ¹⁴ویو لیلی با رضایت از کارم لبخندی زدمو گفتم+ نگران نبا...

KIM V

وقتی بین بچه هاتون فرق میزاره تکپارتی تهیونگ:ا.ت عقلت سرجات...

پارت 19 رمان 🤍عشق مدرسه ای 🤍ات رو برد اتاق. و پرتش کرد رو ت...

خب دیگه گشادی رو بزاریم کنار بریم بنویسیم پارت رو یادم نمیاد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط