دوست عزيز

دوست عزيز

يا حسين بگو و شعر و رو بخون ببين با دلت چه ميكنه ...

منو كه كشت

يا حسين

عمه إفطار به خرما مى كرد

رُطب ِ حاصل ِ بين الحرمين

جرعه اى آب ... به گريه مى گفت

به فداى ِ لب ِ عطشان ِ حسين ...

سفره اى ساده ...غم و بد حالى

گريه ى عمه و بد احوالى ...

سر ِ إفطار ، هميشه مى گفت :

جاى ِ داداش حسينم ، خالى ...

التماس دعا
دیدگاه ها (۱)

part 61تهیونگ ساندویچ آلینا رو نصف کرد که راحتر توی دستش جا ...

دو پارتی «من تنهات نمیذارم عزیزم» ژانر: خانوادگی، احساسی، حم...

خسف | قصه بیست و ششم: صحیفه سجادیه (بخش پایانی)

عمه افطار به خرما میکردرطب حاصل بین الحرمینجرعه ای آب...به گ...

عمه افطار به خرما میکردرطب حاصل بین الحرمینجرعه ای آب...به گ...

عمه افطار به خرما میکردرطب حاصل بین الحرمینجرعه ای آب...به گ...

.عمه افطار به خرما میکرد؛رطب حاصل بین الحرمینجرعه ای آب........

عمه افطار به خرما میکرد،رطب حاصل بین الحرمین...جرعه ای آب......

دم افطار عجب میچسبدرطب تازهء بین الحرمینجرعه ای آب به لب می...

#یا_اباعبدالله_الحسیندم افطار عجب می چسبدرطب تازه ی بیــن ال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط