{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از درونم یک نفر شب غصه خواری میکند

از درونم یک نفر شب غصه خواری میکند
بی تو این چشمان من شب زنده داری میکند

می روی گاهی زیادم بی دلیل
خاطراتم ناخودآگاه گریه زاری میکند

تا برای شعر خود قلم بر کاغذ می زنم
نام تو هر واژه را چون گُل بهاری می کند

تا بیایی پر کنی افکار پوچ ذهن من
لحظه های عمر من لحظه شماری می کند

یوسفم در چاه تنهایی هنوزم مانده است
مصر ِ قلبم از نبودش بی قراری می کند

چیده ای با دست خود این سیب ِ کال زندگی
در خیالش عمر من غم را فراری میکند
دیدگاه ها (۱)

موج عشق تو اگر شعله به دل ها بکشدرود را از جگر کوه به دریا ب...

در قید غمـــــم، خاطر آزاد کجــــــــــایی؟تنگ است دلـــــــ...

هیچ ذوقی به ازین نیست که از غایت شوقچشم من گرید و لب‌های تو ...

ای کاش شبیهخاطره هایت بودی،باوفا و ماندگارو یاکاش خاطره هایت...

از درونم یک نفر شب غصه خواری میکندبی تو این چشمان من شب زنده...

از درونم یک نفر شب غصه خواری میکندبی تو این چشمان من شب زنده...

از درونم یک نفر، شب غصه خواری میکند بی تو این چشمان من ،شب ز...

دل برای با تو بودن بی قراری می‌کنددر خیالش لحظه‌ها را سر شما...

دل برای با تو بودن بی قراری می‌کنددر خیالش لحظه‌ها را سر شما...

دل برای با تو بودن بی قراری می‌کنددر خیالش لحظه‌ها را سر شما...

🍁بی قراری🍁

هستي امشب تا سحر اختر شماري مي كند خواب هم در ديده ها شب زن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط