من اسیر بی‌قراری می‌شوم...

می روی و من اسیرِ بی قراری می شوم
می زند یادت به جانم، باز جاری می شوم

روزها را با دلِ تنگم ، به پایان می برم
شب که می آید،دچارآه و زاری می شوم

میشمارم لحظه هارا یک به یک کم می کنم
از خودم ،از حال چشمانم ، فراری می شوم

هر چه می کوشم که درمانش کنم این درد را
باز هم درمانده ی این زخم کاری می شوم

هر کجا را چون، سراغی از تو یابم رفته ام
خوب می دانم که آخر رو به خواری می شوم

حاصلی بیهوده دارد، جستجویم تا ابد
آخرهم بازنده ی ، این بد قماری می شوم
دیدگاه ها (۱)

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①④ تو به کسی نیاز نداری تا کاملت...

Twenty three

از وصف تو درمانده قلم ، حرف نداری کاین گونه شده رام تو این ط...

از وصف ِ تو درمانده قلم ، حرف نداری!آنقدر که رام ِ تو شد این...

از وصف ِ تو درمانده قلم ، حرف نداریآنقدر که رام ِ تو شد این ...

..مثل طفلی مینشینم گریه زاری می کنمتا در آغوشم نگیری بی قرار...

هر چه می کوشم که از عشقت بپرهیزد باز تا غافل شوم سوی تو بگ...

هر چه می کوشم که از عشقت بپرهیزد دلمباز تا غافل شوم  سوی تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط