{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه روزی میام جلوی بچه ات و می بوسمش و بهش میگم:

یه روزی میام جلوی بچه ات و می بوسمش و بهش میگم:
فرشته ی کوچولو اون دستایی که تو با دستای کوچولوت میگیری یه روزی تو دستای من بود
اون صورتی که الان بین دوتا دستات میگیری و می بوسی یه روزی جای لبای من بود
اون کسی که تو بهش میگی "بابا" یه روزی عشق من بود
اون آقا همه ی زندگیه من بود
عشق من بود.....
فرشته کوچولو ...
تو هیچ وقت اندازه من باباتودوست نداری...
ی زمانی قرار بود تو ثمره عشق منو بابات باشی....
قرار بود من مامانت بشم
صدات کنم مامانًی.... دخمل قشنگم....
ب بابات گفته بودم چشمات باید عین اون باشه.... ولی نشد ک نشد ک نشد....
خداکنه تقاص دل شکسته منو خدا سر تو درنياره فرشته کوچولو
خداکنه خدا اشکاي منو گرون بابابات حساب نکنه
خداکنه خداکنه خداکنه هيچوقت هست کسي نيست نشه.
دیدگاه ها (۱۴)

عشقم

سلام صبح بخیرحتمااین متن روبخونید

خخخخ

... بچه که بودم تنهادلخوشيم بادبادکاى رنگيم بود نه غمى نه در...

کپشن مهمه

عروسک من😈🔞

Love youپارت پنجم-عامم اینجوری ک تو تعریف کردی حسودیم شد بهش...

رمان دخت من

ایننن پایینو ببین🎀🛐عروسک من😈🔞پارت سی و یکبه پاهامم زنجیر بست...

رمان دخت من

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.4کانگ وو:خب چرا ای...

رمان عشق ممنوع

My lovely neighbor part : 47

رمان عشق ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط