چندپارتی وقتی تو مافیایی و اونا رو می دزدی:)
چندپارتی وقتی تو مافیایی و اونا رو می دزدی:)
پارت10
دکتر لی:خانم ایم صدای منو میشنوید
ات:اره با نفس نفس
دکتر لی: خونریزی زیاده باید تیرو دربیارم همین الان ممکنه دردتون کنه
ات:فقط درش بیار
دکتر لی:خب شروع می کنم
وقتی شروع کرد داشتم میدیدم که اومدن دارن منو نگا می کنن دیدم دارن میان نزدیک
که یکدفعه تیرو دراورد ی فریاد بلند از درد کشیدم
که دیدم بیشتر نگران شدن
دکتر لی:خانم ایم می خوام تیرو در بیارم
ات:باشه
دکتر لی:خب با شمارش من
یک
دو
سه
ات:ی فریاد بلند اهههههههه
یکدفعه دیدم همشون تقریباً رو به روم بودن
با چشمای خمار نگاشون کردم
میشد نگرانی رو تو چشاشون دید
دکتر لی:خب تموم شد چند کیسه خون بهم وصل کردن
ات:اهه لعنتی
دکتر لی:اینو زدم الان بهتر میشید
ات:بگو اینا رو ببرن تو اتاق
.....
پارت10
دکتر لی:خانم ایم صدای منو میشنوید
ات:اره با نفس نفس
دکتر لی: خونریزی زیاده باید تیرو دربیارم همین الان ممکنه دردتون کنه
ات:فقط درش بیار
دکتر لی:خب شروع می کنم
وقتی شروع کرد داشتم میدیدم که اومدن دارن منو نگا می کنن دیدم دارن میان نزدیک
که یکدفعه تیرو دراورد ی فریاد بلند از درد کشیدم
که دیدم بیشتر نگران شدن
دکتر لی:خانم ایم می خوام تیرو در بیارم
ات:باشه
دکتر لی:خب با شمارش من
یک
دو
سه
ات:ی فریاد بلند اهههههههه
یکدفعه دیدم همشون تقریباً رو به روم بودن
با چشمای خمار نگاشون کردم
میشد نگرانی رو تو چشاشون دید
دکتر لی:خب تموم شد چند کیسه خون بهم وصل کردن
ات:اهه لعنتی
دکتر لی:اینو زدم الان بهتر میشید
ات:بگو اینا رو ببرن تو اتاق
.....
- ۱۹۳
- ۲۶ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط