{مافیایی برای من}

{مافیایی برای من}
پارت:۴
اون آجوما بود

/سلام پسرم آقای بوگوم کارتون دارن

+بوگوم بیا پایین(عربده)
بوگوم اومد
/بله کوک
+این از این به بعد با ما زندگی می کنه(اشاره به تهیونگ )

چند تا بادیگارد دست های تهیونگ رو محکم گرفتن و داشتن می کشیدن
ویو کوک:
نمی دونم چرا وقتی داشتن دست اون پسره رو می کشیدن داد زدم
+خودم می برمش
ولش کردن کوک رفت و از گردن پسره گرفت و مثل یک سگ ماده توله سگش رو برد سمت اتاقش که هیچ کس حق نداره واردش شه

+ببین اینجا چند تا قانون ساده داره

۱:بی احترامی به من ممنوع
۲:ارباب صدام می کنی تو جمع
۳:وقت هایی که تنها هستیم کوک صدام میکنی
۴:هر کاری بگم باید انجام بدی
+این ها قانون هات هستن

_اتاقم کجاست کوک
+همين جا می خوابی
_پس برو کنار خوابم میاد
کوک رو زد کنار و افتاد رو تخت تا سرش به بالش نخورده بیهوش ظد کوک یک پوسخند زد و از اتاق زد بیرون
ویو ۲ ساعت بعد:
.......

_
این پارت هدیه من برای سی سی گلم چون تولدشه  همه تو کامنتا بهش تبریک بگید هاااا
و اره قشنگممم تولدت مبارککک
@mamyaram
دوستون دارم بوس بایی
دیدگاه ها (۶)

{ خوانواده بی ارامش }

«پشت نیمکت آخر»پارت ۳زنگ تفریح خورد.جون‌کوک هنوز سر جاش نشست...

پارت ۱ویو تهیونگ:سلام من کیم تهیونگ هستم ۲۹ سالمه و تو یک کا...

پارت ۷ | صبحانه‌ی دردسرسازصبح روز بعد، تهیونگ با چشم‌های نیم...

کوچولوی من

چند روز بعد، ات توی آشپزخونه نشسته بود و مشغول خوردن صبحونه ...

#میکاپ_آرتیست_من

🖤 پارت ۲۶ | «اتاق ممنوعه»لانا به کوک خیره شد.— «چرا نباید از...

رمان سوم پارت یازدهمبسی هنتای 😈࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚>>...

پارت ۱۳بالاخره آخر هفته رسید.نیلسو جلوی آینه ایستاده بود و ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط