{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ببخشید بابت تاخیر زیادد

ببخشید بابت تاخیر زیادد

فلش بک میریم روز عروسی
ویو م‌ج
صب پاشدم چشمام از شدت گریه دیشبم پف کرده بود در اشک روی صورتم باقی مونده بود و گلوم درد میکرد چون دیشب کلی جیغ زدم یکم که لود شدم رفتم دستشویی صورتم رو شستم و...
اومدم بیرون که چن تا دختره ۱۸ ۱۹ ساله عین جن وایساده بودن جلوم تا به خودم اومدم دیدم دارن منو میکشن دمبال خودشون فهمیدم میکاپ آرتیستن منو کشون کشون بردن تو حمام پرو ها میخاستن باهام بیان تو حمام و منو بشورن سریع انداختمشون بیرون و در رو قفل کردم
دوش گرفتم و اومدم بیرون میکاپم کردن و لباس عروس رو تنم کردم گلو درد داشتم میمردم بغض هم کرده بودم اصن نگم براتون فقط کافی بود یکی بهم پخ بکنه که بغضم بشکنه
هه کی فکرشو میکرد روز عروسیم بد ترین روز زندگیم باشه تو فکر فرو رفته بودم که عن اقا(حرف دهنتو بفهم عنونه)درو وا کرد اومد تو
کوک: هوف جونن چه خوشگل شدی بیب
م‌ج:من با زور دارم باهات ازدواج میکنم پس فکرش رو از سرت بنداز بیرون
کوک:اومم بیب بهتره تند نری چون چیز خوبی در انتظارت نیست
م‌ج:گگگگگگگگگگگ
ویو شب بعد از عروسی
....................................









نیم ساعت دیگه یه پارت دیگه هم میزارم دوزتان
دیدگاه ها (۳)

سرنوشت پارت(۷)تهیونگ:ا/ت منو ببین تو هنوز همون دختر کوچولوی ...

کپشنننننن مهمهه🚫😈عروسک من😈🔞پارت چهل و ششصدای پرنده دم پنجره ...

*ویو ات *شب شده بود ساعت نزدیکای ۹ بود پس تصمیم گرفتم برم بی...

فیک تهیونگ

پارت چهارم جین به سمت حمام رفت نیم ساعت بعد بیرون آمد و رفت ...

the last بلخره همون روزی رسید که نیلا از خانوادش خدافظی کند ...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p16از رستوران خار...

رمان سوم 😏پارت بیست و چهارم 😩࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚@ویو...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۶🦋)✥(ویو لوین کاترین)گربه کوچولویی که قبلاً ب...

the first lie

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط