سرنوشت پارت(۷)
سرنوشت پارت(۷)
تهیونگ:ا/ت منو ببین تو هنوز همون دختر کوچولوی منی
ا/ت که فقط حق حق میکرد سرشو تکون داد تهیونگ نوازشش کرد بعد ۲ دقیقه از بعد تهیونگ اومدم بیرون بغلش بهم ارامش میداد.
تهیونگ گفت
تهیونگ:میتونی بهم بگی کار کی بوده ؟هوم
ا/ت:اسمش ج ج..جونکوک بود
تهیونگ با شنیدن اسم جونکوک فهمید با کی طرفه ولی دست نکشید
ویو جونکوک۷ روز بعد :
امروز هم مثل همیشه از شرکت اومدم بیرون رسیدم خونه اون دختره فکرمو درگیر کرده بود اخخ جونکوک تو چیکار کردی بهش تجاوز کردی ولی بعدش به خودش اومد گفت
جونکوک:تو که تاحالا دلت برای دخترایی که زیر خوابت بودن نسوخته پ پ.س چرا الان داری دلسوزی میکنی اه ولش کن اصلا میخواست دختره نیاد تو بار به من چه ولی من باید هرجوری شده اون دخترو پیداش کنم .
ببخشید که نزاشتم امتحان داشتم نرفته مدرسه هفتمم خیلی درسا سنگین شده بود♥️
تهیونگ:ا/ت منو ببین تو هنوز همون دختر کوچولوی منی
ا/ت که فقط حق حق میکرد سرشو تکون داد تهیونگ نوازشش کرد بعد ۲ دقیقه از بعد تهیونگ اومدم بیرون بغلش بهم ارامش میداد.
تهیونگ گفت
تهیونگ:میتونی بهم بگی کار کی بوده ؟هوم
ا/ت:اسمش ج ج..جونکوک بود
تهیونگ با شنیدن اسم جونکوک فهمید با کی طرفه ولی دست نکشید
ویو جونکوک۷ روز بعد :
امروز هم مثل همیشه از شرکت اومدم بیرون رسیدم خونه اون دختره فکرمو درگیر کرده بود اخخ جونکوک تو چیکار کردی بهش تجاوز کردی ولی بعدش به خودش اومد گفت
جونکوک:تو که تاحالا دلت برای دخترایی که زیر خوابت بودن نسوخته پ پ.س چرا الان داری دلسوزی میکنی اه ولش کن اصلا میخواست دختره نیاد تو بار به من چه ولی من باید هرجوری شده اون دخترو پیداش کنم .
ببخشید که نزاشتم امتحان داشتم نرفته مدرسه هفتمم خیلی درسا سنگین شده بود♥️
- ۵۷
- ۱۶ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط