{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقت آن شد که دلم را بگذارم بروم

وقت آن شد که دلم را بگذارم بروم
با تو او را تک و تنها بگذارم بروم
به کجا میشود از معرکه ی عشق گریخت
گیرم امروز از اینجا بگذارم بروم
سرنوشت من مجنون هم از اول این بود
سر دیوانه به صحرا بگذارم بروم
با جنون قلم و لرزش دستم چه کنم
فرض کن روی دلم پا بگذارم بروم
از تمنای لبت با عطشی آمده ام
قایقم را لب دریا بگذارم بروم
سال ها گوشه ی چشم تو بلاتکلیفم
یا بفرما نظری یا بگذارم بروم
من تو را با خود زیبای تو در آینه ات
بهتر آنست که تنها بگذارم بروم
همه ی سهم من از عشق همین شد که گلی
گوشه ی خاطره ات جا بگذارم بروم




قاسم صرافان
دیدگاه ها (۳)

.وقت آن شد که دلم را بِگُذارم برومبا تو او را تک و تنها بگذا...

وقت آن شد که دلم را بِگُذارم برومبا تو او را تک و تنها بگذار...

وقت آن شد که دلم را بگذارم برومبا تو او را تک وتنها بگذارم ب...

.وقت آن شد که دلم را بِگُذارم برومبا تو او را تک و تنها بگذا...

.وقت آن شد که دلم را بِگُذارم برومبا تو او را تک و تنها بگذا...

وقت آن شد که دلم را بِگُذارم برومبا تو او را تک و تنها بگذار...

وقت آن شد که دلم را بِگُذارم برومبا تو او را تک و تنها بگذار...

.وقت آن شد که دلم را بِگُذارم برومبا تو او را تک و تنها بگذا...

وقت آن شد که دلم را بِگُذارم برومبا تو او را تک و تنها بگذار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط