{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
وقت آن شد که دلم را بِگُذارم بروم
با تو او را تک و تنها بگذارم بروم …

به کجا می‌ شود از معرکه‌ ی عشق گریخت؟
گیرم امروز از اینجا بگذارم بروم !

سرنوشت منِ مجنون هم از اول این بود
سر دیوانه به صحرا بگذارم، بروم

با جنون قلم و لرزش دستم چه کنم؟
فرض کن روی دلم پا بگذارم بروم …

از تمنای لبت با عطشی آمده‌ ام
قایقم را لب دریا بگذارم بروم

سالها گوشه‌ ی چشم تو بلاتکلیفم
یا بفرما نظری، یا بگذارم بروم …

من تو را با خودِ زیبای تو در آینه‌ات
بهتر آن است که تنها بگذارم، بروم …

همه‌ ی سهم من از عشق، همین شد که گلی،
گوشه‌ ی خاطره‌ات جا بگذارم بروم …
دیدگاه ها (۳)

امشب این شاه دلم رفته به پابوس غزلتا که خدمت بکند بر در کاوو...

«سجاده‌ای.که.خالی.ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

#ShadowsoRegretتک پارتی در خواستی از تهیونگ و آتتهیونگ:کردی ...

آنچه گذشت؛استاد نمایش از پشت صحنه با دهان باز به آن‌ها نگاه ...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۹_مگه می‌شه کسی بچه...

اینو نوشتم اما نه شبیه چیزی که خواسته شده یه سناریو عاشقانه...

.وقت آن شد که دلم را بِگُذارم برومبا تو او را تک و تنها بگذا...

.وقت آن شد که دلم را بِگُذارم برومبا تو او را تک و تنها بگذا...

وقت آن شد که دلم را بِگُذارم برومبا تو او را تک و تنها بگذار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط