سناریو
عضو هشتمی و تو ران باید جالب ترین خاطرت رو بگی میگی: یه بار داشتم خونه مامان بزرگم شمع روشن میکردم اتفاقی نصف خونه سوخت(اخه چرا به چه دلیل😐)
نامی: بعدش چی شد؟
جین: نمیدونم چرا حس میکنم بعدش یه کتک مفصل خوردی
ت.ا: درست حس میکنی بعدش تا یه هفته پشت دستم درد میکرد انقدم کتک خوردم ا مامانم
جین: یاع یاع حقت بوده میمون
شوگا: حس میکنم ننه بابات باسنت گذاشتن
ت.ا: حس نکن مطمعن باش
جیهوپ: الله اکبر جین اینو ا خونه پرت کن بیرون
جیمین: زارت...... چیزی دیگه ای ندارم بگم.....
ت.ا: هر هر
جیمین: ریده تو نصف خونه برای من میگه هر هر
تهیونگ: تمام شمع و فنک ها را از دست شما دور نگه میداره میشود... نه داره میشد...
جیمین: کی داره میشه؟(منحرف نشو)
تهیونگ: هیچی ولش کن(زیر لب) گوه خوردم
نامجون: نوش خونت نوشابه هم باهاش برو بالا
کوک: هی بهت دست میزنه میگه: مطمعنی
الان زنده ای؟ با این گندی که زدی؟؟؟؟ نه داش این طوری نمیشه .... تو چرا زنده ای(داد)
ت.ا: برم بمیرم؟
کوک: نه گی خوردم
ت.ا: نوش جونت گوشت بشه به تنت
کوک: هعی
نامی: بعدش چی شد؟
جین: نمیدونم چرا حس میکنم بعدش یه کتک مفصل خوردی
ت.ا: درست حس میکنی بعدش تا یه هفته پشت دستم درد میکرد انقدم کتک خوردم ا مامانم
جین: یاع یاع حقت بوده میمون
شوگا: حس میکنم ننه بابات باسنت گذاشتن
ت.ا: حس نکن مطمعن باش
جیهوپ: الله اکبر جین اینو ا خونه پرت کن بیرون
جیمین: زارت...... چیزی دیگه ای ندارم بگم.....
ت.ا: هر هر
جیمین: ریده تو نصف خونه برای من میگه هر هر
تهیونگ: تمام شمع و فنک ها را از دست شما دور نگه میداره میشود... نه داره میشد...
جیمین: کی داره میشه؟(منحرف نشو)
تهیونگ: هیچی ولش کن(زیر لب) گوه خوردم
نامجون: نوش خونت نوشابه هم باهاش برو بالا
کوک: هی بهت دست میزنه میگه: مطمعنی
الان زنده ای؟ با این گندی که زدی؟؟؟؟ نه داش این طوری نمیشه .... تو چرا زنده ای(داد)
ت.ا: برم بمیرم؟
کوک: نه گی خوردم
ت.ا: نوش جونت گوشت بشه به تنت
کوک: هعی
- ۹.۸k
- ۰۶ مرداد ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط