{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی دلم میخواهد یک بیمار توهمی باشم

گاهی دلم میخواهد یک بیمار توهمی باشم
یا اینکه فراموشی بگیرم…
از یاد ببرم هر چیزی را که باعث آزارم میشود،
و تمام خاطراتی
که شب ها خواب را از چشمانم میگیرند…
یا در رویاهایم آنطور که دلم میخواهد زندگی کنم،
با او که دوست دارم بخندم،
حرف بزنم
و عمرم را بگذرانم…
گاهی فکر می کنم
فراموشی داشتن
یا در رویا زندگی کردن اصلا هم بد نیست …
و سلامتی بیشتر برای آدم ضرر دارد
وقتی مغزت درست کار می کند
حافظه ات سر جایش است
متوجه ی همه اتفاقات اطرافت هستی
اما حسرت داری…
جای خالی داری
دلت تنگ است
و نمی توانی
نمی توانی
نمی توانی کاری بکنی …!!
دیدگاه ها (۲)

پروانه جان

𓆩♡𓆪 «و این‌گونه، داستان ما به فصلِ هزارم رسید…» 𓆩♡𓆪گاهی بعضی...

I'm not jealous part 66حرصی گفتم+برای هر کی جز من باشه گوشاش...

#تلنگر#داستان واقعییادمه دوران مجردی خوبی داشتم؛ طوری که گاه...

پارت: 10 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«فازِ ناجی برداشتی؟ فکر می...

گاهی دلم میخواهد یک بیمار توهمی باشم یا اینکه فراموشی بگیرم…...

گاهی دلم میخواهد.... یک بیمار آلزایمری باشم....یا اینکه ذهنم...

فقط فروغ فرخزاد می‌تونست تا این حد زندگی رو درک کنه و چنین چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط