نشسته ام که برای تو از زمانه بگویم
نشسته ام که برای تو از زمانه بگویم
منی که زاده شدم شعر عاشقانه بگویم
عزا گرفته ام از اینکه باید آخر شعرم
از آن دمی که تو هم می شوی روانه بگویم
به غم نشسته چنان باورم که باید از این پس
به خنده های خودم بغض شادمانه بگویم
برای بی کسی ام بس همین که حرف دلم را
نشد برای کسی جز اثاث خانه بگویم
بمان، انار برایت شکسته ام که غمم را
به این بهانه برای تو دانه دانه بگویم...
منی که زاده شدم شعر عاشقانه بگویم
عزا گرفته ام از اینکه باید آخر شعرم
از آن دمی که تو هم می شوی روانه بگویم
به غم نشسته چنان باورم که باید از این پس
به خنده های خودم بغض شادمانه بگویم
برای بی کسی ام بس همین که حرف دلم را
نشد برای کسی جز اثاث خانه بگویم
بمان، انار برایت شکسته ام که غمم را
به این بهانه برای تو دانه دانه بگویم...
- ۱.۸k
- ۱۱ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط