بابایی

بابایی




-بیا بغلم ببینمت دخترم
&باشه(رفت و نشست رو پاهاش)
-چیکار کردی با عمو هات (آروم در گوشش زمزمه می‌کنه و موهاش نوازش می‌کنه)
&غذا خوردیم فیلم دیدم میوه خوردیم و من خوابیدم
-خوابیدی؟
&اره تو بغل عمو یونگی
-عشقم امروز خیلی خوابیدی ها شب چطوری میخوای بخوابی
&وای اگه کل شب خوابم نبره چی (نگران )
-فدای سرت قربونت برم منم باهات بیدار میمونم
&خیلی دوست دارم بابایی
-منم فرشته کوچولو
کوک. آخ آخ داره حسودیم میشه ها
- چیکارم داری یه نصف روزه دخترمو ندیدم
نامی. خیلی دختر خوب و آرومی بود امروز
-بله می‌دونم و منم قراره فردا براش یه جایزه ی خوب بخرم(با موهاش بازی می‌کنه و میبوستش)
&جدی(ذوق)
- اره عزیز دلم
کوک. هیونگ قهوه کجاست
نامی. قهوه میخوای چیکار بچه مگه الان نمی‌خوای بخوابی
کوک. دلم میخواد یه چیزی بخورم اما نمی‌دونم چی
جیمین. بیا اینو بخور(لعنت بر ذهن منحرف😈)
- عه زشته جلو بچه
هوپی. جیمین خیلی بی ادب شدی
- عه منحرفا منظورم این آبمیوه بود
کوک. آهان باشه دستت درد نکنه
نامی. این فندوق رو بده بیاد ببینم (میاد نزدیک جین و سوجین رو تو هوا بغل می‌کنه و میبرتش رو یه مبل دیگه)
-عه بچمو چرا میدزذی
نامی. به تو ربطی ندارد این کوچولو عشق ما هم هست(گونشو میبوسه)
&(سرشو تکیه میده به سینش و تلویزیون میبینه)
نامی. این انیمیشن رو دوست داری؟ (موهاشو بو می‌کنه و میبوسه)
& اوهم
- جیهوپ داری چیکار می‌کنی تو آشپزخونه بیا این ور خسته شدی
هوپی. اومدم اینارو داشت درست میکردم
یونگی. اینا چیه
هوپی. یه خورده دسر و نوشیدنی و این جور چیزا
-به به دستت درد نکنه حوس یه چیز شیرین کرده بودم
کوک. چیکار می‌کنی تهیونگ(می‌ره میشینه کنارش تهیونگ و سرش رو می‌زاره رو شونش)
تهیونگ. هیچی دارم تو اینستا میچرخم
کوک. پس بیا با هم بچرخیم(اونم با ته اینیستا نگاه می‌کنه)
دیدگاه ها (۱۶)

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۲نامی ویوات هنوز کوکو بغل کرده بودکوک: نامجون هیونگ چرا...

موضوع=وقتی دخترشونیم و از اول دوستمون نداشتن و ما بیماری قلب...

Forbidden love①⓪کوک: ا/ت من الان برمی‌گردما/ت: لازم نکرده دس...

* جیمین: جونگ‌کوک امروز می‌خواست بهتون نشون بده که چطور هر ر...

⭐🌕کاد فادر🌕⭐پارت ۳----------------------------------------⭐🌕...

تو نمی‌دونی ولی باد لای موهات منم. اون شب که درد داری، گرمی ...

Scenario bts #سناریو "وقتی‌تو‌ماشین‌خوابت‌میبره" نامجون:مسیر...

پارت پنج

سناریو bts(وقتی با موهاشون بازی میکنی)«نامجون: همینجوری که ب...

« فقط پیش تو »بعد از شام، ا.ت ظرف‌ها رو جمع کرد و به آشپزخون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط