{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

⭐🌕کاد فادر🌕⭐

⭐🌕کاد فادر🌕⭐
پارت ۳
----------------------------------------⭐🌕⭐-------------------------------------

⭐🌕ویو جاز مین🌕⭐
روی میز آرایشم نشسته بودم و با اکیپم گپ میزدم که سوهو برگشت گفت که پچه ها چطوره فردا بریم بار همه باهم همه اوکی رو دادن من گفتم که تا یک ساعت دیگه خبر میدم
رفتم پیش عمو
@ عمو جونم میشه فردا شب با دوستام برم بار
#اره ولی یک شرطی داره دخترم
@ چه شرطی
# با تهیونگ و جون کوک بری که مثل دفع قبل اتفاقی برات نیوفته
@ باشه
# تو این مدتی که اومدی پیشمون زیاد باهم گپ نزدیک
@ آره دیگه گل پسران نزاشتن
# خدا نکنه که جون کوک عاشق بشه
@ چطور
# تا وقتی که اون فردو ماله خودش نکنه آروم نمی شینه
@ خوب حالا من باید چیکار کنم عمو
# وقت بهش عشق بورز
@ عمو من دیگه میرم پروژم نصوه مونده
# باشه وقت مراقب باش شاید جون کوک واقعا بخواد ترو ماله خودش کنه خانم کوچولو

جازمین بدون هیچ حرف اضافه ای می‌ره بیرون و به جون کوک برخورد می‌کنه میخورن به هم و جازمین سرش می‌ره داخل سینه های جون کوک و جون کوکم لباش رو می‌زاره رو لبای جازمین
جازمین همش قصد فرار داره ولی جون کوک نمی زاره یک سلول هم بینشون فاصله ایجاد شده
@ چیکار می‌کنی ددی
جون کوک بدون هیچ حرفی جاز مین رو بغل کردو برد تو اتاقش
@ چه اتاق قشنگی داری اولین باری که اومدم داخل اوتاقت
# مثل اوتاق شماکه نیست بیبی گرل
جون کوک جازمین رو روی تخت گزاشت و لباسش رو در اوبرد و بعد لباس خودش رو در اوبرد و روش خ\ی\م زد و شروع کردبه بوسیدن محلم دندوناش رو فرومکر تو لبش و بعد محکم و درد ناک شروع کرد به گردنش رو بوسیدن و محکم با دندوناش رو فرو می‌برد همین جوری ادامه میداد
@ آخ بسته
جون کوک بدون هیچ توجه ای بقیه ی کارش رو کرد و بعد محکم فرو برد تو شگمش یک جیغ بلد کشید
∆ آروم باش لازم نیست که جیغ بگشی
و میرسه به جاهای .....(می‌دونید دیگه نمی خوامت اسمش رو بیارم)
(بقیه اسمات با مغذا منحرف خودتون😅)
⭐🌕ویو فردا🌕⭐
با دل درد زیادی بیدار شدم احساس گرما خاصی رو میکردم تو بغل جون کوک بودم و آروم داشت شکمم رو ماساژ میداد
∆ صبحت بخیر دلیل زندگیم
@ چیکار داری می‌کنی (خواب‌آلود)
∆ چقدر می‌خوابی آخه شیطون
# صبح بخیر خانم کوچولو
@ سلام عمو
¶ جون کوک دیشب چیکار کردی آخه تمام بدنش قرمز و زخمی یه
@ ازت خیلی ناراحتم بی مقدمه شروع می‌کنه
∆ بیبی گرل تو فعلا تا یک هفته نمیتونی تکون بخوری کوجا داری میری؟
@ دارم میرم شاهکارات رو جمش کنم راستی عمو مامان امروز میاد؟
# براش یک کاره فوری پیش اومد برای همین شش ماه دیگه میاد
@ لعنتی (زیر لب)
آروم رفتم داخل حموم اتاق خودم و حموم کردم و اومدم بیرون یک لباس خوشگل هم پوشیدم

⭐🌕پایان پارت ۳🌕⭐

⭐🌕عکس ۱: اتاق جون کوک🌕⭐
⭐🌕عکس ۲ :اتاق جازمین🌕⭐
دیدگاه ها (۰)

⭐🌕کاد فادر🌕⭐پارت ۳----------------------------------------⭐🌕...

پروفایل جدید پیج

⭐🌕کاد فادر🌕⭐پارت ۲----------------------------------------⭐🌕...

🌝✨نفرتی که تبدیل به عشق شد✨🌝پارت ۴_____________________✨🌝✨__...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط