{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی قرارم

بی قرارم
بی قرار یک لحظه ماندنت
داشتنت
بی قرار گرمی دستانت
یک نگاه عاشقانه ات
لمس لبهایت 
بی قرار آرامش تکیه بر شانه هایت
بی قرار آن لحظه که صدایم میکنی 
 و من با جانم تمام جانم را یکباره تقدیمت میکنم
بی قرارم
 بی قرار توام که خیالت هم دیگر از آن من نیست
دیدگاه ها (۱۳)

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²⁶﴿ویو راوی﴾دو روز گذشت.دو روزی که ات و ...

ساعت از نیمه‌شب گذشته بود و استودیو تقریباً خالی شده بود. اَ...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🍒🖤پارت دوم: تلاقیِ نگاه‌های سرنوشت‌...

وقتی باران بند آمدباران از صبح می‌بارید.ات کنار پنجرهٔ کافه ...

ات و کای بعد از چند سال، بالاخره دوباره روبه‌روی مامانشان در...

پارت سوم_جایی میان ما تهیونگ تا صبح نتوانست بخوابد.حرف‌های م...

{استاده جدید}پارت دوم... ساعت از دوازده گذشته بود.ات هنوز رو...

......//برده ی زیبا//......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط