{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دو غزل نذر دو تا دیده ی زیبا کردم

دو غزل نذر دو تا دیده ی زیبا کردم
عاشق شعر شدم شور تماشا کردم

بیت دوم که زدم دست به اندام قلم
جلوهء دیگری از چشم تو پیدا کردم

هر چه مضمون نکو بود در آن چشم سیاه
همه را مثل خودت بین غزل جا کردم

طرح چشم تو چنان در غزلم جا خوش کرد
که در این شهر دو صد ولوله بر پا کردم

شعر من شور گرفت و غزلم اوج گرفت
همه گفتند که من میل به رویا کردم

زار و بیمار نشستم سر دیوار غمت
دو سه تا بیت دگر از تو تمنا کردم

تا که آگاه شد این شهر غزل مال تو بود
شورشی کرد به پا آنچه هویدا کردم

همه ی شهر رقیبم شد از این طبع خراب
قافیه باختم و وصف تو حاشا کردم
دیدگاه ها (۲)

.قمار آخرقسمت اول :قمار باران شدیدی می باریدلارا پشت پنجره ا...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و....p19روم خیمه زد  و خم شد...

#تجربه_من ۱۸۹#ازدواج_در_وقت_نیاز #ازدواج_آسان #حرف_مردم #فرز...

?𝙖𝙯𝙖𝙧𝙞𝙮𝙚‌ٔ 𝙈𝙖 | نظریه‌ی ماــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط