{% if state.amp %}
{% else %} {% endif %}
amin1418
۷۶
پسند
شبِ جمعه شده و روضه مرا ریخت به هم
شبِ جمعه شده و روضه مرا ریخت به هم
فاطمه آمده و کرب وبلا ریخت به هم
واژه ای نظمِ جهان را به تلاطم انداخت
مادرے گفت بُنَیّ َ" همه جا ریخت به هم
دانلود
۱.۷k
۰۹ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (
۳
)
پارت ۴ | آن شبهلیا هنوز دستش روی سرش بود.تصویرهایی کوتاه و ن...
﷽ 🖤🥀🖤🌙 کمکم داریم نزدیک میشیم به این ایام… 🥀😭🌑🕯️ شب گریه ک...
رمان لونا و ویلیام:قسمت ۲
ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...
پارت ۳ | خاطرهای که فراموش شده بودهلیا تمام مسیر برگشت به خ...
رمان لونا و ویلیام:قسمت ۳
پارت دوم | «اون کی بود؟»ا/ت بعد از کلاس از ساختمان دانشگاه ب...
آن شب، برای اولین بار سوار ماشین مایکی شدم.داخل ماشین سکوت ع...
خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت پایانی)
📣 به مناسبت ۱۷ مهرماه؛ سالگرد تنفیذ حکم دوره اول ریاستجمهور...
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین