عمر من غارت شد و غارتگر از من دور شد

عمر من غارت شد و غارتگر از من دور شد
من صبوری کردم و تاراج گر مغرور شد
عمر من همراه با تکرار روز و شب گذشت
شمع فانوس جوانی دم به دم کم نور شد
راه را از چاه در هر لحضه ای باید شناخت
یک قدم غافل شدم یک عمر راهم دور شد. . .
دیدگاه ها (۶)

فرق بین عشق و دوست داشتن همیشه در منطقش بودهیعنی دوست داشتن ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p86هوا کاملاً تاریک شده بود.ابرهای خاکست...

پارت بیست و یکم

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁵ویو میکا_____هفته‌ی دوم...

«سوگند عشق»¹:partباران تازه بند آمده بود.کوچه‌های قدیمی یوکو...

رمان تاجی از سوءتفاهم

{محکوم به لمس } part ۲۵ 杂交种با بلند شدن تعظیم کرده بیرون رفت...

👑 پارت اول | دعوت‌نامه‌ای از قصربوسان، ساعت شش عصر.صدای پیان...

پارت ۳

### **پارت اول: سایه‌های عمارت غریبه**صدای تیک‌تاک ساعت دیوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط