پارت ۴۳

پارت ۴۳

لارا: تو
جونگ وو: مشتاق دیدار... نیشخند....
لارا: تو اینجا چیکار میکنی
جونگ وو: امدم تهیونگ رو ببینم
لارا: تو دیگه باهاش چه نسبتی داری
جونگ وو: دوستشم
جونگ وو: نکنه تهیونگ نیستش
لارا: اره نیستش حالا هم از اینجا برو
جونگ وو: باشه ولی من دوباره بر میگردم
جونگ وو میره
لارا: خبر مرگتو ایشاالله بشنوم

ویو ات ( ات و تهیونگ تنها تو یه اتاقن)

ات: اصلا میدونی چیه دستت که نسوخته
پس خودت میتونی پمادتو بزنی
تهیونگ: نمیخوام
ات: ولی باید سوختگیت خوب بشه
تهیونگ: اگه انقدر ناراحتی خودت بزن
ات: اوففف ددی داری اعصابمو خورد میکنی
تهیونگ: پس میگم لارا بیاد برام بزنه
ات: نه چی
تهیونگ: چیشود روم غیرتی شدی مگه دوسم داری
ات: دارم خب که چی
دیدگاه ها (۴)

۴۳part جونگکوک همان‌طور که نگاهش به موبایلش بود لب زد: «ساعت...

پارت ۴۹

پارت ۲۳(همشون وسط سالن جمع میشن )شیو:تو به چه جرأتی اومدی ای...

پارت 35𐙚🦋 ویو ته 🦋𐙚این حس عجیب…فقط یک علاقه ساده نبود.هرچی ب...

پارت چهارهم ویو الا همون زمانی که جونگکوک و ات باهم بودن لار...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.24کانگ وو:مگه بچم*...

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

پارت۵

THE FIRST KISSPART: 9رفتم بیرون بار به دیوار بار تکیه دادم ب...

پارت ۱۵یونا:اینجا‌وایسین تا من رمز رو بزنم بعدم بریم داخل جو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط