اى پادشه خوبان داد از غم تنهایی دل بی تو به جان آمد وقت ا
اى پادشه خوبان داد از غم تنهایی دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآییدایم گل این بستان شاداب نمیماند دریاب ضعیفان را در وقت تواناییدیشب گله زلفش با باد همیکردم گفتا غلطی بگذر زین فکرت سوداییصد باد صبا این جا با سلسله میرقصند این است حریف ای دل تا باد نپیماییمشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد کز دست بخواهد شد پایان شکیبایییا رب به که شاید گفت این نکته که در عالم رخساره به کس ننمود آن شاهد هرجاییساقی چمن گل را بی روی تو رنگی نیست شمشاد خرامان کن تا باغ بیاراییای درد توام درمان در بستر ناکامی و ای یاد توام مونس در گوشه تنهاییدر دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم لطف آن چه تو اندیشی حکم آن چه تو فرماییفکر خود و رای خود در عالم رندی نیست کفر است در این مذهب خودبینی و خودراییزین دایره مینا خونین جگرم می ده تا حل کنم این مشکل در ساغر میناییحافظ شب هجران شد بوی خوش وصل آمد شادیت مبارک باد ای عاشق شیدایی
"حافظ"
"حافظ"
- ۱.۸k
- ۱۲ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط