{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشــــــــــــــــــورا آمد و رفت ....

عاشــــــــــــــــــورا آمد و رفت ....

اربعین هم میآید و می رود.....

روزهــــــــــــا

ماه هــــــــــــا

سال هــــــــــــا

در حال تغییر وگذرند....

اما این من هستم که همچونان در خواب زمستانی خویش فرو رفته و ثابت مانده ام

این روز های می آیند تا در من تغییری ایجاد کنند وگرنه...
............
قافله ی اسیران کربــــــــــــلا

اکنون بعداز 40روز سختی و رنج اسارت

فرصت آن رسیده که بگذارید بغض های در گلو مانده بترکند

دل سبک کنید از داغ بزرگ ظهر عاشــــــــــــورا
دیدگاه ها (۲)

بانـــــوی ســــرزمینــــم ...ارزشِ خــــودت را بـــدان ، بد...

راستی حاجی قبلنا عده ای میگفتند شما رفتید بجنگید که چی بشهخو...

آنانکه خاک را به نظر کیمیــــا کنند از یمن تربت شه کرببـــــ...

کسی که هفتاد قرآن را بسوزاندهفتاد پیامبر را به قتل برساندهفت...

آدمی در عسرت این لیالی سرد جز تماشای زوال خویش چه دارد؟ما در...

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش اول)

#قیام_تا_سرنگونی #وطن قیامِ لشکرِ صاحب‌الزمان؛ غرورِ استوارِ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 9️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ صورتش هیچ تغییری ...

قصه هجدهم: حر بن یزید ریاحی

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

سلام سلام خوشگلا، این دوستمون داره به فیکشن جذاب از جونکوک م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط