{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تیربرقی چوبیم درانتهای روستا

تیربرقی چوبیم درانتهای روستا
بی فروغم کرده سنگ بچه های روستا

یاددارم درزمین وقتی مرامیکاشتند
پیکرم رابوسه میزدکدخدای روستا

حال اماخودشنیدم ازکلاغی روی سیم
قدیک ارزن نمیارزم برای روستا

قحطی هیزم اهالی رابه فکرانداخته
بدنگاهم میکند دیزی سرای روستا

من که خواهم سوخت حرفی نیست اما
کدخدا!تیرسیمانی نمیگرددعصای روستا!
دیدگاه ها (۵)

دوستداریدکنسرت کدوم خواننده و باکدوم یکی از دوستاتون برین......

کامنت

چندسیخ میوه شب یلدا....

....

تير برقي چوبيم در انتهاي روستا، بي فروغم کرده سنگ بچه هاي رو...

تیر برقی چوبیم در انتهای روستا بی فروغم کرده سنگ بچه های روس...

تیر برقی «چوبیم» در انتهای روستابی فروغم کرده سنگ بچه های رو...

تیر برقی «چوبیم» در انتهای روستا بی فروغم کرده سنگ بچه های ر...

تیر برقی «چوبیم» در انتهای روستا بی فروغم کرده سنگ بچه­‌ه...

تیر برقی «چوبیم» در انتهای روستابی فروغم کرده سنگ بچه های رو...

تیر برقی چوبی ام در انتهای روستابی فروغم کرده سنگ بچه های رو...

تیر برق چوبیم در انتهای روستاکوچ کردم ار وطن تنها برای روستا...

تیر برقی چوبی‌ام در انتهای روستا بی‌فروغم کرده سنگ بچه‌های ر...

تیر برقی "چوبی‌ام" در انتهای روستابی‌فروغم کرده سنگ بچه‌های ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط