همه چیز مثل قبل بود!باهاش میخندیدم باهاش حرف میزدم قربون

همه چیز مثل قبل بود!باهاش میخندیدم باهاش حرف میزدم قربون صدقش میرفتم ولی حالِ قلبم مثل قبل نبود!
مثل یه توده ی سرطان که ممکنه چندسالی توی بدن ادم باشه و نفهمه و بعد خیلی اتفاقی سر باز کنه و همه ی تنشو بگیره ،دلخوری ها و ناراحتیای منم بعد از چندین وقت اثر کردن روی قلب و دلم!
اثر کردن و نتونستم مثل قبل باشم باهاش!
نتونستمو یروز که اون مثل همیشه عاشقم بود من برای همیشه از کنارش رفتم!
توضیح ندادم چون مثل همیشه حق به من داده نمیشد
گله نکردم چون نخواستم مثل همیشه خودم اخر سر عذرخواهی کنم
قهر نکردم چون نخواستم خودم باشم اونی که برای اشتی باز پیش قدم میشه
حرف نزدم چون نخواستم انقدر بحث کنیم و بحث کنیم که اخرش پیامام دیگه خونده نشه!
بدون توضیح،حرف،دعوا و گله رفتم!
من رفتم چون دلخوری هام رسوب کرده بودن روی قلبم!
من رفتم چون شکسته های قلبم با وجود ناراحتیام نتونستن بهم بچسبن و خوب بشن!
یروز که همه چیز مثل قبل بود رفتم تا همه چیزو به همون ارومی که شروع کرده بودم به همون ارومی تموم کنم!
من رفتم تا بگم سکوت همیشه از رضایت نیست!
گاهی رویی برای حرف زدن نمیبینی و ذره ذره ی وجودت با حرفایی که نزدی انس میگیرن و توی خودت مرور میشن تا خستت کنن و بی هوا بذاری بری!
دیدگاه ها (۱)

پارت ۲۸

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟛: یک قدم نزدیک‌ترصبح روز بعد، ا/ت وارد محو...

┄┉♡┉┄𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 برای تو، پگ جیمین؛ قشنگ‌ترین اتفاقِ یک روز پا...

رمان اسیر خان پارت ۲ دوم

🎂💗 𝐇𝐀𝐏𝐏𝐘 𝐉𝐈𝐌𝐈𝐍 𝐃𝐀𝐘 💗🎂به دنیا اومدن بعضی آدما فقط یه اتفاق سا...

Crimson silence (p18)

رها❤ فکر نمی کنم هیچ وقت واقعا بفهمی چقدر برام مهمیچون هر چق...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ (Last Part)صبح روز بعد، نور...

HATE TO LOVE¹²(ویو:رز)اون...فرمانده شهربراز بود!یعنی چه اتفا...

انگلیسی حرف زدن سونگمین خیلی نازه🥹❤️👤: میشه قلب درست کنی؟🐶: ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط