پارت ۳ کیوت چه ی من
پارت ۳ کیوت چه ی من
بعد از حرف لیسا همه بلند شدیم رفتیم دنبال لیا
از زبان تهیونگ
بعد از اون حرف لیسا خیلی نگران شدم لیا دختری که وقتی ناراحت یا عصبی میشه سر خود عمل میکنه
بلند شدیم و رفتیم دنبالش پیداش کردیم خیلی سری میرفت ماهم رفتیم دنبالش تابه ی پرتگاه رسید
از زبان لیا
دیگه نمیتونستم به این زندگی ادامه بدم میخواستم کار خودمو تموم کنم رفتم به ی پرتگاه از موتور پیاده شدم داشتم میرفتم لبه ی پرتگاه که ی صدا از پشت سرم اومد که باعث شد متوقف شم
تهیونگ . لیا فکر احمقانه ای به سرت نزنه فهمیدی
رزی . لیا میدونم سخته میدونم میتونیم باهم حلش کنیم بیا
شوگا . لیا منم تجربش کردم میدونم چه قدر سخته میدونم ولی جا مردم قوی تر از قبل ادامه دادم توهم میتونی
جی هوپ . ما همه کنارتیم کمکت میکنیم
لیا . هیشکی نمیتونه به من کمک کنه هیشکی منو درک نمیکنه
کوک . ما همه درکت میکنیم همه ماهم داریم تجربش می کنیم
لیسا . لیا درسته تو از همه ی ما سختی بیشتری کشیدی داری هیت های زیادتری از ما میگیری
لیا . این کاری که باید از همون اول میکردم
کوک . لیا نکن توروخدا به طرفدارات فکر کن
از زبان آدمین
همه داشتن سعی می کردن لیا به لبه نزدیک نشه ولی لیا دیگه نمی تونست میخواست این بار سنگین رو از روی دوشش برداره
لیا داشت میرفت لبه ی پرتگاه کوک آروم بهش نزدیک میشد
لیا . جونگ کوک نزدیک نیا نزدیک نیا
کوک . لیا آروم باش فقط میخوام سر عقل بیارمت
لیا به پرتگاه نزدیک میشد کوک هم به لیا یک دفعه لیا غش کرد کوک سری رفت سمتش و قبل اینکه بیوفته زمین گرفتش بغلش کرد و سری رفتن بیمارستان همه منتظر دکتر بودن
تهیونگ . اگه چیزیش بشه من چیکار کنم ها چیکار کنم
جیسو . چیزیش نمیشه نترس لیا دختر قویی هست زود خوب میشه
که دکتر اومد بیرون
همه هجوم بردیم سمت دکتر
جی هوپ . دکتر حالش چه توره
دکتر . ....
خماری
بعد از حرف لیسا همه بلند شدیم رفتیم دنبال لیا
از زبان تهیونگ
بعد از اون حرف لیسا خیلی نگران شدم لیا دختری که وقتی ناراحت یا عصبی میشه سر خود عمل میکنه
بلند شدیم و رفتیم دنبالش پیداش کردیم خیلی سری میرفت ماهم رفتیم دنبالش تابه ی پرتگاه رسید
از زبان لیا
دیگه نمیتونستم به این زندگی ادامه بدم میخواستم کار خودمو تموم کنم رفتم به ی پرتگاه از موتور پیاده شدم داشتم میرفتم لبه ی پرتگاه که ی صدا از پشت سرم اومد که باعث شد متوقف شم
تهیونگ . لیا فکر احمقانه ای به سرت نزنه فهمیدی
رزی . لیا میدونم سخته میدونم میتونیم باهم حلش کنیم بیا
شوگا . لیا منم تجربش کردم میدونم چه قدر سخته میدونم ولی جا مردم قوی تر از قبل ادامه دادم توهم میتونی
جی هوپ . ما همه کنارتیم کمکت میکنیم
لیا . هیشکی نمیتونه به من کمک کنه هیشکی منو درک نمیکنه
کوک . ما همه درکت میکنیم همه ماهم داریم تجربش می کنیم
لیسا . لیا درسته تو از همه ی ما سختی بیشتری کشیدی داری هیت های زیادتری از ما میگیری
لیا . این کاری که باید از همون اول میکردم
کوک . لیا نکن توروخدا به طرفدارات فکر کن
از زبان آدمین
همه داشتن سعی می کردن لیا به لبه نزدیک نشه ولی لیا دیگه نمی تونست میخواست این بار سنگین رو از روی دوشش برداره
لیا داشت میرفت لبه ی پرتگاه کوک آروم بهش نزدیک میشد
لیا . جونگ کوک نزدیک نیا نزدیک نیا
کوک . لیا آروم باش فقط میخوام سر عقل بیارمت
لیا به پرتگاه نزدیک میشد کوک هم به لیا یک دفعه لیا غش کرد کوک سری رفت سمتش و قبل اینکه بیوفته زمین گرفتش بغلش کرد و سری رفتن بیمارستان همه منتظر دکتر بودن
تهیونگ . اگه چیزیش بشه من چیکار کنم ها چیکار کنم
جیسو . چیزیش نمیشه نترس لیا دختر قویی هست زود خوب میشه
که دکتر اومد بیرون
همه هجوم بردیم سمت دکتر
جی هوپ . دکتر حالش چه توره
دکتر . ....
خماری
- ۳.۵k
- ۱۵ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط