حاجے "به همون قرآنے که نگاش نمیکنے قســـم

حاجے "به همون قرآنے که نگاش نمیکنے قســـم
برا کسے جز اون بالایے مهم نیستم!
غم دارے؟
غصه دارے؟
نگرانشے؟
دلت براش تنگ شده؟
ببین بیخــــیال
الان جاش تو بغل اون یکے خوبه
نیازے نے به فکرش باشے
همیشه خوب باش!
اونے که فهمید دلش براے خوبیات تنگ میشه!
.
دیدگاه ها (۲)

سناریو هانما پارت اخر

ادامهدامیان از ترسش سریع درو باز کرد بدو بدو رفت سمت اتاق در...

وقتی آیدل بودین و از هم جدا شده بودین...#درخواستیپارت آخرویو...

سناریو کنما تک پارتی

[•] عمارت عشق[•] part ②③نگاهی به جمعیت انداخت، خیلی زیاد بود...

پارت ۱۶یونا:چی چی میگی تو چرت و پرت نگو بیا بغلم که کلی دلم ...

ابلیس

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۸ *رضا*خواستم آرش(مو فرفری حنایی)ر...

شیسه اما می ترسید. حتی اگه روزی یونارو ببینه.. اون شیسه رو ی...

ترسیده بود. سرش درد میکرد. حالش خوش نبود. ل درد وحشتناکی تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط