{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این جا، مردم قدرِ صبح را نمی دانند. با بیدار باشِ زنگِ سا

این جا، مردم قدرِ صبح را نمی دانند. با بیدار باشِ زنگِ ساعت که همچون تیشه ای خوابشان را قطع می کند، به طرزِ خشنی از خواب بر می خیزند و بلافاصله خود را به دستِ تعجیلی شوم می سپارند.
می توانی به من بگویی روزی که با چنین عملِ خشنی شروع شود چگونه روزی خواهد بود؟
باور کن همین صبح هاست که خلق و خوی آدم را تعیین می کند....

سلام صبحتون بخیر
دیدگاه ها (۲)

چه کنم با دل خود؛با تو بمانم یا نه..؟با صدای غزلم از تو بخوا...

من که دلتنگ توام بامن بمان ، دل دل نکنتا دلم خالیست ، درجای ...

مهربان یار:تمام لبخند های دنیا یک شکلند !شبیه یک کاسه ای است...

گریه هایم همه از عشق حکایت داردیعنی این دل به چشمان تو عادت ...

سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله (۳)

جونگ‌کوک عزیز،امروز، اول سپتامبر، روزی است که جهان یک هدیه گ...

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت پانزدهم(از زبان راوی)این سه ماه...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❺_بخش اول_ساده‌لوح یا خوش‌باور نیستیم؛ آسمان چنا...

007-پنهان در مه - پارت ۶۴

ادامه پارت ² ا/ت پاکت را باز کرد. داخلش عکسی قدیمی بود؛ تصوی...

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

My lovely neighbor part : 71

این جا مردم قدرِ صبح را نمی دانند. با بیدار باشِ زنگِ ساعت ک...

اینجا مردم قدرِ صبح را نمی دانند. با بیدار باشِ زنگِ ساعت ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط