شب قدر

میروی با فرقِ خونین
پیشِ بازویِ کبـود ...
شهرِ بی‌زهـــــرا که مولا !
قابلِ مـانـدن نبـود ...

#اللَّهُمَّ‌الْعَنْ‌قَتَلَةَ‌أَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ

╔═ 🍃🌺🍃 ═══╗
دیدگاه ها (۴)

چند پارتی پارت ۱عمارتِ جونگ‌کوک همیشه بویِ سردِ باروت و بویِ...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁰ویو میکا_____همین که ...

پارت ۵: بازیِ سایه‌هاروزها پشتِ سرِ هم می‌گذشتند و ا.ت در دن...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۷‌در میانه‌ی هسته‌ی ...

فاصله یک لبخند تا جنون

ا/ت هنوز به پیام سوکجین خیره شده بود.«رسیدی؟»پیام ساده‌ای بو...

میروی با فرق خونین پیش بازوی کبودشهر بی زهرا که مولا قابل ما...

میروے با فرقِ خونین پیشِ بازوے ڪبـود ...شهرِ بـے‌زهـــــرا ڪ...

می روی با فرق خونین پیش بازوی کبودشهر بی زهرا کہ مولاقابل ما...

می روی با فرق خونین پیش بازوی کبودشهر بی زهرا که مولا! قابل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط